تبليغاتX
CARTOONES

CARTOONES

کارتون اس یا کارتونس (به لهجه غلیظ اصفهانی خوانده شود )

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 11:21  توسط امین مویدی  | 

این مطلب تقریبا شبیه مطلب قبلی است با این تفاوت که اون یکی دیالوگ یک مهندس با یک مدیر است این یکی دیالوگ یک مهندس مدیریت خوانده  با یک چوپان میباشد

البته اینها همه اش شوخی است دنیا تا دنیاست به مهندسین صنایع خصوصا آنهایی که تخصص کنترل پروژه دارند نیاز وافر دارد .....به خدا.... 

"قصه چوپان و مهندس صنایع وگله گوسفند وسگ گله و باقی قضایا "

چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سر و كله يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جاده هاي خاكي پيدا ميشود. راننده ي آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟  

چوپان نگاهي به جوان تازه به دورانرسيده و نگاهي به رمه اش كه به آرامي در حال چريدن بود، انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.  

جوان، ماشين خود را در گوشه اي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهواره اي ( GPS) را فعال كند، شد. منطقه چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحه كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيده عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.  

بالاخره 150 صفحه اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.  

چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، ميتواني يكي از گوسفندها را ببري.  

آنگاه به نظاره مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت. وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد  

مرد جوان پاسخ داد: آري، چرا كه نه!  

چوپان گفت: تو يك (مهندس صنايع )هستي.  

مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟  

چوپان پاسخ داد: كار ساده اي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچ چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي!!!! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 16:18  توسط امین مویدی  | 

مردي که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به ياد آورد قرار مهمّي دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردي که روي زمين بود پرسيد:

"ببخشيد آقا ؛ من قرار مهمّي دارم ، ممکنه به من بگوييد کجا هستم تا ببينم   به موقع به قرارم مي رسم يا نه؟"

مرد روي زمين : "بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متري در طول جغرافيايي "۱٨'۲۴۸۷ و عرض جغرافيايي "۴۱'۲۱۳۷ هستيد."

مرد بالن سوار : " شما بايد مهندس باشيد."

مرد روي زمين : "بله، از کجا فهميديد؟؟"

مرد بالن سوار : " چون اطلاعاتي که شما به من داديد اگر چه کاملا ً دقيق بود به درد من نمي خورد و من هنوز نمي دانم کجا هستم و به موقع به قرارم مي رسم يا نه؟"

مرد روي زمين : " شما بايد مدير باشيد. "

مرد بالن سوار : " بله، از کجا فهميديد؟؟؟"

مرد روي زمين : " چون شما نمي دانيد کجا هستيد و به کجا ميخواهيد برويد. قولي داده ايد و نمي دانيد چگونه به آن عمل کنيد و انتظار داريد مسئوليت آن را ديگران بپذيرند.

واقعيت اين است که شما هنوز در موقعيت قبلي  هستيد ؛ هر چند ممکن است من در بیان موقعیت شما چند میلی متر اختلاف داشته باشم !"

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 8:20  توسط امین مویدی  | 

شهروز نظری از آدمهایی است که از دیدنش سیر نمی شوم خاطرات زیاد و خنده دارم با او در منزل علی شهرکی زمانی که من مجرد بودم باعث می شود که همیشه دوستش داشته باشم او متولد ۱۳۵۶است  اصلیتش سمنانی است  فوق لیسانس تصویر گری از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد دارد

او را بیشتر به خاطر مقالات وتحلیلهایش در زمینه هنرهای تجسمی میشناسند شهروز هم اکنون عضو هیات تحریریه مجله تندیس است

 نمایشگاه نقاشی های او در روز جمعه  ۳۰ آذر ماه ساعت ۴ بعداز ظهر در گالری هما واقع در خیابان ولی عصر بالاتر از تقاطع نیایش خیابان رحیمی شماره ۲۷افتتاح خواهد شد این نمایشگاه تا ۱۱دی ماه ادامه دارد پیشنهاد میکنم حتما از نمایشگاهش دیدن کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 11:51  توسط امین مویدی  | 

این مطلب را از وبلاگ مجتبی ذوقی بخوانید که بسیار جالب میباشد

برای خواندن مطلب اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 10:35  توسط امین مویدی  | 

              در راستای اعلام رضایت اینجانب از کچلی ام در چند روز گذشته طی مشاهده یک بنده خدای بسکتبالیست و انعکاس رسانه ای این موضوع در سراسر دنیا برخی از آقایان وخانمها مدل موی سر خود را تغییر داده اند ومدل سامورایی مثل کله حقیر را برگزیدند آگاهان این عرصه معتقدند به زودی این مدل مو در دنیا مد روز خواهد شد

این بنده خدا از همین خانمهاست که فشن واز این حرفها می باشد و اون وسط مثل کبک می خرامد ومدهای جدید را معرفی مینماید  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 9:55  توسط امین مویدی  | 

سایت گل آقا هم مرحمت فرموده اند و خبر راه اندازی وبلاگ "کارتونس" را درج کرده اند از لطفشان بسیار سپاسگذارم

امیدوارم بیرق گل آقا که اسوه طنز پاک و اصیل بود و همه ما مستقیم وغیر مستقیم افتخار شاگردیش را داشتیم هیچ گاه برزمین نیافتد

برای خواندن مطلب در سایت گل آقا اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 15:14  توسط امین مویدی  | 

صبح روز جمعه خواهرم همراه با شوهرش از کانادا به ایران آمدند طبق برنامه از پیش اعلام شده قرار بود ساعت 10/1 صبح پرواز در فرودگاه امام خمینی به زمین بنشیند . خوب ما هم ساعت 11 شب پنجشنبه  راه افتادیم تا یک ساعت بعد فرودگاه باشیم . بدون احتساب ترافیک چمران و نواب 30-40 کیلومتر راه رفتیم تا به فرودگاه امام رسیدیم .

همین که رسیدیم بلندگو اعلام کرد: که آهای ملت کجا نشسته اید که پرواز 701 از مقصد لندن  ساعت 10/1 صبح در فرودگاه امام به زمین نمی نشیند بلکه  در فرودگاه مهرآباد به زمین خواهد نشست ما هم فقط خندیدیم !تاکید می کنم فقط خندیدیم !!!و دوباره هر دو ماشین به سمت مهرآباد حرکت کردیم این که مردم و مسافرین چقدر علاف و سرگردان شدند اصلا مهم نیست . مهم آن است که :

1- در فرودگاه مهرآباد نیز ما را روانه ترمینال خزانه ! یا فرودگاه اردبیل ! نکردند و هواپیما مسیر خود را مجددا تغییر نداد که جای تشکر دارد .

2-  اوقات فراغت ما را به بهترین نحو پر کردند که جای تشکر دارد .

3- بنزین های اضافی ما را که نمی دانستیم چه کارش بکنیم مصرف شد که جای تشکر دارد .

4-  توفیق دیدن فرودگاه امام حاصل شد که جای تشکر دارد .

5- یک وب کیوسکی هم در آن جا دیدیم کمی اینترنت بازی کردیم که جای تشکر دارد .

6- ما در محضر چند مشایعت کننده کلمات جدیدی یاد گرفتیم که برایمان جالب بود البته اخوی می گفت توی وبلاگت ننویسی ها بد است به این کلمات فحش رکیک می گویند !! که جای تشکر دارد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 12:27  توسط امین مویدی  | 

از اینکه وبلاگم مورد توجه بزرگان و اساتید و دوستانم قرار گرفته بسیار خرسندو مفتخرم. خبر راه اندازی وبلاگ کارتونس در سایت مرجع ایران کارتون هم درج شد که موجب مباهات و امتنان است . از مسعود شجاعی طباطبایی و دوستان و همکارانم در خانه کاریکاتور و سایت ایران کارتون نیز سپاسگذارم .

در ضمن مسعود عزیز به مطلب "  ده نکته یا بیشتردر مورد دوسالانه هشتم " نیز پاسخ داده است که جای تشکر دارد . برای خواندن این مطلب در سایت ایران کارتون اینجا را کلیک کنید

و اما بعد چند نکته را یاد آوری کنم :

1- استفاده از کلمه مافیا برای من هم خنده دار است به خاطر همین آن را چاشنی شوخی هایم کرده ام !! درمتن کاملا مشخص است .

به این جمله دقت کنید :

نکته جالب تر : اعلام اسامی بزرگمهر حسین پور و فیگورا تورسیوس به عنوان برندگان جایزه در بخش چهره که عینا در لیست برگزیدگان من در بخش چهره آمده، حتما نمایانگر این است که من هم با مافیا !!! ارتباط دارم دلتان بسوزد ! 

 تازه یک خانمی هم در اختتامیه عوض گله گذاری از داوران یقه من یک لا قبا را چسبیده بود که چرا به خانم ها و شهرستانی ها توجه نمی کنید، گفتم : من چه کاره ام . گفت : شما هم در مقاله سیر خطی کاریکاتور در تندیس همین اسامی را اعلام کرده اید . معلوم می شود ارتباطاتی وجود دارد !!

 

2- من مجددا از همه تلاش بر و بچه های زحمت کش دوسالانه هشتم متشکرم نخواستم زحماتشان را نادیده بگیرم در مقاله "سیر خطی دوسالانه کاریکاتور" نیز اول به جذب تعداد 1800 هنرمند از سراسر دنیا اشاره کردم که معتقدم برای دبیر جشنواره که وظیفه اصلی اش کسب اعتبار و حفظ جایگاه جشنواره است موفقیت بسیار بزرگی است و مجددا هم به آن تاکید می کنم .

3- بحث دیگر نیز مقوله مدیریت هنری است که در مجالی مفصل به آن خواهم پرداخت. من معتقدم که نقش علی هاشمی شهرکی که متعهدانه و مدبرانه امور هنری دوسالانه هفتم را مدیریت کرد در موفقیت دوسالانه هفتم چشمگیر است که  متاسفانه جایی هم دیده نمی شود من همین جا خالصانه از او تقدیر می کنم . دبیر جشنواره اساسا نباید دغدغه تیزر و کلیپ و چاپ و هماهنگی تیم طراحی و دکور را داشته باشد . وظیفه دبیر همان مورد دوم است که مسعود شجاعی طباطبایی مجددا و به خوبی از پس آن برآمد که جای سپاس دارد.

4- مسعود شجاعی طباطبایی نقش ارزنده ای از دوسالانه های اول تا هشتم داشته است و امیدوارم حتی اگر مسئولیت دوسالانه های دیگر را نپذیرد ( که به او حق می دهد ) از تجربیات، توان و اعتبارش استفاده شود و او هم این کوله بار ارزنده تجربه و اعتبار را از دیگر مجریان دریغ نکند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 10:6  توسط امین مویدی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 10:4  توسط امین مویدی  | 

هادی حیدری به من لطف فراوان کرده و خبر راه اندازی وبلاگم را در سایت خوب و پربیننده اش گذاشته است برای من باعث افتخار است که وبلاگم در پرشین کارتون معرفی شده است از او و بقیه دوستان عزیزم در پرشین کارتون به خاطر همه چیز متشکرم 

برای دیدن مطلب اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 9:21  توسط امین مویدی  | 

دیروز مراسم اختتامیه دوسالانه هشتم در موزه هنرهای معاصر برگزار شد. با وجودی که بارها حضورا و کتبا از مسعود شجاع طباطبایی و امیر عبدالحسینی به خاطر زحماتشان تشکر کرده ام اما با شرمندگی باید عرض کنم که مراسم اختتامیه دوسالانه با وجودی که برای اولین بار از یک کارگردان برای مراسم استفاده شده بود چندان منظم و دلچسب برگزار نشد. چرا ؟! ...در قالب ده نکته مختصر و مفید خدمتتان عرض می کنم .

 

نکته اول : بیانیه داوران عینا مقدمه کاتالوگ دوسالانه هفتم بود البته ایراد از مجریان دوسالانه هفتم است که بیانیه داوران دوسالانه هشتم را به جای مقدمه و اینجور چیزها قالب کرده اند.

 

نکته دوم : برای آقای خمسه احترام زیادی قائلم و برایشان آرزوی توفیق دارم اما اجرای ایشان بیش از حد بی مزه بود و به وزانت یک جشنواره بزرگ هنری لطمه می زد مخصوصا وقتی اجرای پانتومیم مثلا کمیک هم به آن اضافه شود !

 

نکته سوم : به زعم من دکور اصلا خوب نبود بهتر بود ساده برگزار می شد .

 

نکته چهارم : رسم است که وقتی برندگان اعلام می شوند آثارشان نیز به طریقی نمایش داده شود چرا که شرکت کنندگان هر چند هم حافظه قوی داشته باشند نمی توانند هر ششصد اثر را با اسامی صاحب آثارشان حفظ کنند و به یاد بیاورند که کدام اثر برنده شده این نقیصه وقتی بیشتر به چشم می آید که حتی در بولتن اختتامیه هم نشانی از آثار برنده نیست. ترا خدا قبول کنید ارایه آثار برگزیده در بولتن از درج مصاحبه و تعریف و تمجید مهم تر است .

 

نکته پنجم : کلیپ جشنواره اصلا خوب نبود وبه یک فیلم برداری ساده می مانست مقایسه کنید با کلیپ دوسالانه هفتم که آنچنان جذاب و هنری بود که معاونت هنری ارشاد و شهردار تهران برای ارایه جایزه و تقدیر از سازنده کلیپ از یکدیگر سبقت می گرفتند.

 خاطرم هست در دیداری که بعد از دوسالانه با آقای قالیباف داشته اولین چیزی را که مصرانه از من خواست CD کلیپ جشنواره بود .

 

نکته ششم : بالا و پایین کردن مقامات هنری و داوران برای اهدای جوایز در بخش های مختلف آن هم به روش آقای خمسه هم نوعی بی احترامی به اهدا کنندگان جوایز است هم موجب خستگی مدعوین می شود هم ضرورتی ندارد نهایتا آقای کارگردان هم یادش می رود که توکا نیستانی را برای اهدای جوایز دعوت کند که زیاد قشنگ نیست !

 

نکته هفتم : تجلیل از پیشکسوتان و بزرگان فرصت و مجال مناسب و مجزایی برای صحبت و سخنرانی و بررسی آثار و بیوگرافی و ...  می طلبد . بالاخره فقط قرار نیست که جایزه ای داده شود ... ! که اساتید از این جایزه ها زیاد گرفته اند.

 

نکته هشتم : ما فلسفه ارایه پاکت به داوران و اعلام نتایج توسط داوران را نفهمیدیم حالا یک دفعه در این میان هم بزرگانی نمی توانند خط آقای کارگردان را بخوانند آن وقت باید روی سن همه یاری کنند تا اسم خوانده شود..........

 ازپشت صحنه اشاره میکنند که در اسکار اینجوری میباشد.... صحیح ... ..باز هم قلسفه اش را نمی فهمیم .

 

نکته نهم : متاسفانه خیلی از دوستان هنرمندم را ندیدم علت را نمی دانم اما از دیدن اساتید خودم آقایان درمبخش، لطیفی، علیزاده، نیستانی، عبدی، ضیایی، شجاعی، بزرگمهر حسین پور، نیرومند، عظیمی، رحمتی، ابوالفضل محترمی، مریخی، رزاقی، آروین ( مخصوصا که یک کارت از کارتون هایش را به من هدیه داد ) و همینطور دوست خوبم مهدی تمیزی خیلی خوشحال شدم.  اگر اسمی یادم رفت بگذارید به حساب حافظه دیزلی ام ... !

 

نکته دهم : در مورد داوری صحبتی نمی کنم چرا که اولا به خودم تفهیم کرده ام داوری امری سلیقه ای و حاصل جمع جبری نظرات یک گروه است که ممکن است حتی نتیجه نهایی مورد نظر یکی از داوران نباشد واین برای خودم اتفاق افتاده، دوما همانطور که عرض کردم اساسا آثار برنده به نحوی ارایه نشد که آدم بتواند بررسی کند، حرف بزند، نقد کند، غر بزند !....

 

نکته جالب : در مقاله ای که از من در مجله تندیس چاپ شده بود اظهار لحیه ای کرده بودم در رابطه با هنرمندان بزرگی نظیرکونتوریس که آثار شعارگونه ای در بخش موضوعی عرضه کرده اند . این که ایشان در همان  بخش موضوعی توسط بانک اقتصاد نوین برنده جایزه ویژه شدند از سه  حالت خارج نیست، یا من نمی فهمم شعار چیست . یا من سلیقه وارونه ای دارم . با من نمی دانم کارتون خوب یعنی چه .

 

نکته جالب تر : اعلام اسامی بزرگمهر حسین پور و فیگورا تورسیوس به عنوان برندگان جایزه در بخش چهره که عینا در لیست برگزیدگان من در بخش چهره آمده، حتما نمایانگر این است که من هم با مافیا !!! ارتباط دارم دلتان بسوزد ! 

 تازه یک خانمی هم در اختتامیه عوض گله گذاری از داوران یقه من یک لا قبا را چسبیده بود که چرا به خانم ها و شهرستانی ها توجه نمی کنید، گفتم : من چه کاره ام . گفت : شما هم در مقاله سیر خطی کاریکاتور در تندیس همین اسامی را اعلام کرده اید . معلوم می شود ارتباطاتی وجود دارد !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 14:33  توسط امین مویدی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 14:20  توسط امین مویدی  | 

بعداز ظهر جمعه ۱۶ آذر ماه نمایشگاه طراحی های توکا نیستانی طراح -معمار و کارتونیست برجسته و نامی ایران با عنوان وارونه ها در گالری هما واقع در خیابان ولی عصر بالاتر از تقاطع نیایش -خیابان رحیمی شماره ۲۷افتتاح شد  

این نمایشگاه تا ۲۷ آذر ماه از ساعت ۱۰تا ۱۳و۱۵تا ۱۹ادامه خواهد داشت حتما از این نمایشگاه دیدن کنید 

شما را به دیدن دو اثر زیبا از این نمایشگاه دعوت می کنم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 14:16  توسط امین مویدی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 14:11  توسط امین مویدی  | 

درسال ۱۳۶۴ پانل های دانشکده هنرهای زیبای تهران که محل نمایش گاه به گاه آثار هنری بود منجر به آشنایی و موانست 3 جوان کاریکاتوریست به نام های محمدحسین نیرومند، مسعود شجاعی طباطبایی و اصغر کفشچیان مقدم شد آن ها تصمیم گرفتند که آثارشان را در محیط خارج از دانشکده هنرهای زیبا نیز نمایش دهند اولین نمایشگاه آن ها در سال 1365 در تالار مولوی برگزار شد.

در نمایشگاه دوم که باز هم در تالار مولوی برگزار شد آقایان سعید حسنی منصور فارسی و محمد کاظم حسنوند نیز به این گروه اضافه شده بودند.

حبیب صادقی که در آن زمان در حوزه هنری مشغول به کار بود پس از بازدید از نمایشگاه به اعضای گروه پیشنهاد می دهد که جهت ساماندهی فعالیت هایشان و تثبیت گروه در حوزه هنری مستقر شوند.

یک آلاچیق در حیاط حوزه هنری تهران بهترین مکانی بود که می توانست اعضای گروه را گرد هم آورد تا ضمن بحث و گفتگو و تبادل نظر ، فعالیت های بعدی را نیز تعیین و برنامه ریزی کنند . محسن نوری نجفی، افشین سبوکی، علی جهانشاهی، بیژن صیفوری، خشایار قاضی زاده، حسین خسروجردی، پرویز اقبالی، اسدا... بیناخواهی، هنرمندان دیگری بودند که در این فاصله به این جمع پیوستند تا آلاچیقشان پر رونق تر شود .

اعضای گروه تصمیم گرفتند تا آثارشان را که قبلا به صورت کپی در نمایشگاه هایشان عرضه می کردند در قالب یک کتاب جمع آوری و منتشر کنند . یکی از نویسندگان خوش قلم کیهان به نام مجید رزازی مامور می شود تا مطلبی برای مقدمه کتاب آماده کند مطلع این مقدمه، مطلبی از خواجه عبداله انصاری است که "الهی اگر کاسنی تلخ است از بوستان است و اگر عبداله مجرم است از دوستان است" بر اساس همین حسن مطلع، اعضای گروه نام کاسنی را برای گروهشان برمی گزینند.

کم کم کاسنی در طبقه دوم تالار اندیشه اتاقی گرفت که در زمستان از گزند سرما مصون بمانند و جلساتشان تداوم یابد در یکی از جلسات یک شماره از مجله ویتی ورلد ( Witty World ) آن ها را به فکر انداخت که مجله ای شبیه به آن چاپ کنند کنداکتور یک مجله را آماده کردند و نزد ریاست حوزه هنری وقت حجت الاسلام زم رفتند تا نظر او را برای حمایت از چاپ و انتشار این مجله جلب کنند اما تیرشان به سنگ خورد . رئیس حوزه هنری نمی توانست به چند جوان که از سوابق و توانایی هایشان اطلاع درستی نداشت اعتماد کند و چاپ یک مجله کاریکاتور را با همه حساسیت و ریسک و خطرش به آن ها بسپارد .

این خطر را اما سلیمی نمین و اصغری پذیرفتند و اولین شماره کیهان کاریکاتور به مدیریت مسئولی : محمدحسین نیرومند و سردبیری مسعود شجاعی طباطبایی و یک هیات تحریریه 12 نفره در فروردین 1371 منتشر شد .

تقریبا یک سال بعد از انتشار کیهان کاریکاتور، سید محمد صحفی ریاست وقت موزه هنرهای معاصر توسط علی وزیریان پیشنهاد برگزاری یک مسابقه داخلی کاریکاتور را به گردانندگان مجله کیهان کاریکاتور داد، جلسه مشترکی بین صحفی، وزیریان، نیرومند و شجاعی برگزار شد . گردانندگان کیهان کاریکاتور که اکنون با اکثر نمایشگاه ها و مسابقات بین المللی ارتباط داشتند و از کم و کیف برگزاری جشنواره های بین  المللی مطلع بودند با برگزاری مسابقه داخلی به دلایل مختلف از جمله تعداد کم کاریکاتوریست های حرفه ای داخلی و عدم امکان برگزاری یک نمایشگاه با کیفیت و پر تعداد در قالب مسابقه داخلی مخالف بوند طرفین در آن جلسه به نتیجه نمی رسند اما بعد از گذشت سه هفته سید محمد صحفی طرح برگزاری یک جشنواره بین المللی را می پذیرد و بدینوسیله اولین جشنواره بین المللی کاریکاتور با عنوان اولین دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران به مسئولیت محمدحسین نیرومند در دو بخش موضوعی ( قلم ) و آزاد آغاز به کار  می نماید .

در این جشنواره تعداد 130 اثر از 111 هنرمند ایرانی و 1140 اثر از 231 هنرمند خارجی از 42 کشور به دبیرخانه جشنواره ارسال می شود نمایشگاه در محل موزه هنرهای معاصر تهران در شهریور 1372 افتتاح می شود . در آن مسابقه میخاییل زلاتکوفسکی از روسیه، علی جهانشاهی از ایران، جیونجی آکی شی جه از ژاپن ، اولگ اسمال از اوکراین و برناردو فاکتا از آرژانتین برنده می شوند .

امسال هشتمین دوره دوسالانه بین المللی کاریکاتور در حالی در نگارخانه صبا و خیال برگزار می شود که به هر دلیل دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران جایگاه ویژه ای در میان هنرمندان کاریکاتوریست و علاقه مندان به هنر کاریکاتور یافته است.

طبق آمار ارایه شده توسط دبیرخانه جشنواره 904 هنرمند ایرانی و 742 هنرمند خارجی از 84 کشور دنیا با مجموع 5574 اثر در چهار بخش ( پول، آزاد، چهره، کمیک استریپ ) شرکت کردند که نهایتا از این تعداد، 656 اثر شایسته راه یابی به نمایشگاه شناخته شد از این تعداد 257 اثر با موضوع پول 134 اثر با موضوع آزاد 179 اثر کاریکاتور چهره و 86 اثر در سبک کمیک استریپ به نمایش در آمده است .

جلب همکاری قریب به 1800 هنرمند کاریکاتوریست از سراسر دنیا و راه اندازی یک نمایشگاه آبرومند برای شخص مسعود شجاعی طباطبایی موفقیت بسیار بزرگی به شمار می رود که قابل تحسین و سپاس است چرا که از یک سو انتصاب مسعود شجاعی طباطبایی از سوی ریاست موزه هنرهای معاصر برغم روال دوسالانه هفتم که دبیر ( همان مسعود شجاعی طباطبایی ) توسط حدود یکصدو پنجاه کاریکاتوریست برگزیده شد اعتراض و مخالفت برخی از کاریکاتوریست های داخلی را بر انگیخت .

و از سوی دیگر برگزاری مسابقه بین المللی هولوکاست به مسئولیت مسعود شجاعی طباطبایی نیز منجر به ایجاد حساسیت و اعتراض برخی از مجامع هنری بین المللی و کاریکاتوریست های خارجی شد .

با این همه ، موفقیت همه جانبه یک جشنواره صرفا میزان شرکت کنندگان آن نیست .

دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران بعد از برگزاری هشت دوره به زحمت و تلاش همه مجریان و برگزارکنندگان و کاریکاتوریست های کشور هم اکنون به اعتباری درخور دست یافته است و دیگر از لحاظ کیفیت و کمیت آثار تقریبا یک سیر خطی را خواهد داشت . آنچه هم اکنون اهمیت دارد بهبود کیفیت ارایه خدمات در هر دوره با توجه به تجربیات قبلی است .

اگر بپذیریم که کاریکاتور یک هنر مردمی است که بدون حضور مخاطب پایان نمی پذیرد آنگاه می پذیریم که اطلاع رسانی جهت امکان استفاده مردم از فضای  پیش آمده در دوسالانه یکی از مهم ترین خدماتی است که در این جشنواره انجام می شود .

برنامه ریزی و اجرای کمپین اطلاع رسانی و تبلیغات و استفاده ثمربخش از رسانه ها و مطبوعات و تلویزیون و تبلیغات شهری و سایت های اینترنتی، کاریکاتور را در یک بازه زمانی مشخص به خانه مردم خواهد برد که این مهم متاسفانه به جز در دوسالانه هفتم در دیگر دوسالانه ها کمتر مورد توجه قرار گرفت . حضور و استقبال مردم در دوسالانه هفتم نمایانگر این واقعیت است که کاریکاتور چه در مطبوعات و چه روی دیوار نمایشگاه ها برای مردم جذابیت زیاد دارد حیف است که با عدم اطلاع رسانی همه جانبه مردم را از دیدن قریب به هشتصد اثر خوب محروم کنیم و مخاطبین دوسالانه را محدود به تعداد کمی از علاقه مندان حرفه ای کاریکاتور، کاریکاتوریست ها و مخاطبین همیشگی سایت ایران کارتون نماییم .

مورد دیگر نیز ...

انتخاب موضوع "پول" برای بخش موضوع هشتمین دوسالانه کاریکاتور است که باعث بروز تکرار و شعار در آثار اکثر شرکت کنندگان حتی کاریکاتوریست های مطرح و مشهوری مانند دالپونته، کوراوغلو، کنستانتین سیوسو، میخائیل کونتوریس، اولگ درگاچف، امین آقایی شده است هر چند که نمی توان قدرت کوزوبوکین را در ارایه اثر خلاق حتی با موضوعات شعارگونه را نادیده گرفت . اثری که یک گدا، غول چراغ را جهت تکدی یک سکه فرا می خواند . به زعم نگارنده انتخاب موضوع مناسب قطعا می توانست هنرمندان را به ارایه آثار هنری تر و با مضامین انسانی هدایت کند و بار هنری دوسالانه را بالاتر ببرد . اما شاید بخش چهره توانسته است به بهترین نحو، نقص بخش موضوعی را بپوشاند . من هم مثل بسیاری از بازدیدکنندگان معتقدم بخش کاریکاتور چهره در این دوسالانه با آثار بسیار خوبی از حسین صافی، بزرگمهر حسین پور، مهدی معتضدیان، آرمین گلچوبیان، حسن تبریزی، مهدی آقاجانی، علی اسماعیل زاده، کائوگومز، اومرفیگوئرا تورسیوس، وزانت هنری جشنواره را دو چندان کرده است . در رابطه با بخش نو رسیده کمیک استریپ که شاید در بقیه جشنواره ها هم وجود داشته باشد نیز معتقدم در تقسیم بندی موجود نوعی تناقض دیده می شود که منجر به سردرگمی شرکت کنندگان و برگزار کنندگان شده است از سویی یک تقسیم بندی موضوعی ( آزاد، پول، چهره ) وجود دارد و از سوی دیگر یک تقسیم بندی بر اساس سبک
( کمیک استریپ ) به چشم می خورد. آیا اگر کسی بخواهد در خصوص موضوع جشنواره ( پول ) یا حتی موضوع آزاد با سبک کمیک استریپ، اثر ارایه دهد در کدام بخش قرار می گیرد بازدید از بخش کمیک استریپ و بررسی تعداد 80 اثر ارایه شده در این بخش این سردرگمی را ملموس خواهد کرد ارایه آثار کمیک استریپ با موضوعاتی غیر از موضوع بدشانسی شدیدا این
تقسیم بندی را تحت شعاع قرار داده است . شاید اگر پیشنهاد استاد جواد علیزاده مبنی بر راه اندازی بخش مطبوعاتی عملی می شد . نتیجه بهتری در بر می داشت و منطقی تر می نمود.

در انتها به عنوان کسی که در دوسالانه هفتم مستقیما با مشکلات و مصایب برنامه ریزی و مدیریت این جشنواره آشناست دست تمام مجریان و مدیران دوسالانه هشتم خصوصا مسعود شجاعی طباطبایی و امیر عبدالحسینی را به خاطر تحمل شداید برگزاری آبرومند دوسالانه می فشارم و برایشان آرزوی توفیق دارم .

 

 

امین مویدی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 14:7  توسط امین مویدی  | 

الو!
مامان؟
مامان!
پسرت مریض شده
پسرت
بهترین مریضی دنیا را گرفته
مامان!
قلب پسرت گر گرفته
مامان
به خواهرها بگو
به لودا
به اولگا
بگو
پسرت
برادرشان
در به در شده

هر کلامی
می‌جهد بیرون
از دهان سوخته‌اش
رانده است و مطرود
حتی هر شوخی‌اش
مطرود است و رانده

دهان سوخته‌ی پسرت
روسپی‌خانه‌ی آتش گرفته‌ای است
قی‌ می‌کند
روسپیان برهنه‌اش را

مردم بو می‌کشند
بو
بوی سوختگی است

آتش‌نشانی کمک!
اما
آتش‌نشان‌ها
درنگ!
ترا به چکمه‌هايتان
ترا به برق کلاهتان
قلب مشتعلم را
با ملايمت خاموش کنید ...

از منظومه بلند ابر شلوار پوش ولادیمیر مایاکوفسکی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 14:1  توسط امین مویدی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:41  توسط امین مویدی  | 

من هم مثل همه کاریکاتوریستها ی ایران وزنیاک کارتونیست چیره دست لهستانی تبار مقیم فرانسه را از طریق کیهان کاریکاتور شناختم مسعود شجاعی طباطبایی مطلبی در مورد او در کیهان کاریکاتور چاپ کرده بود . پیشنهاد میکنم برای خواندن این مطلب در سایت ایران کارتون اینجا را کلیک کنید . در شماره اول مجله ایران کارتون دوره جدید سال ۸۲هم شهروز نظری به اصرار من و علی شهرکی مطلبی در مورد وزنیاک نوشت و همان آثارچاپ شده در کیهان کاریکاتور مجددا در ایران کارتون هم چاپ شد چرا که آثار منتشر شده از او به تعداد انگشتان دو دست هم نمیرسد !باور ندارید اسم وزنیاک را در گوگل جستجو کنید همه جور وزنیاکی پیدا میکنید به غیر از وزنیاک کارتونیست ......!

اما همین چند اثر برای من مثل یک لیوان آب خنک همیشه دلچسب است شما را به دیدن همان چند اثر تکراری اما ساده و رویایی وکودکانه دعوت میکنم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:34  توسط امین مویدی  |