تبليغاتX
CARTOONES

CARTOONES

کارتون اس یا کارتونس (به لهجه غلیظ اصفهانی خوانده شود )

قرار بود برای مراسمی که بعدا مفصلا در باره آ ن توضیح خواهم داد به اصفهان بروم قرارها را ازدو هفته قبل هماهنگ کرده بودیم فائزه*هم اصفهان بود چاره ای نبود ،نمی شد به بهانه بدی آب وهوا سفر را کنسل کرد هر جور بو د باید می رفتم با یک هم اند یشی کوتاه با محمد*خیلی زود به این نتیجه رسیدیم که امن ترین و بهترین راه برای سفر در این شرایط قطار می باشد لذا بی معطلی دو عدد بلیت قطار سریع السیر و باکلاس و ایضا راحت وخوب موسوم به پردیس تهیه کردیم

ساعت حرکت شش و سی دقیقه صبح روز چهارشنبه نوزدهم دی ماه بود. شب قبل با آژانسهای متعدد اطراف منزلمان تماس گرفتم اما هیچکدام برای فردا صبح زود ماشین نداشتند چاره ای نبود، با احتساب زمان انتظار باید زودتر از خانه بیرون می آمدیم ساعت چهار و سی دقیقه صبح بیدار شدم محمد را هم به زور از رختخواب بیرون کشاندم وساعت پنج صبح از خانه بیرون زدیم طبعا آن موقع صبح در خیابان قو پر نمی زد اما اتوبوس زودتر از آنچه فکر می کردیم آمد و ما ساعت پنج وسی دقیقه صبح راه آهن بودیم سالن انتظار خیلی سرد بود محمد زیر لب غر می زد ! لحظه ها به کندی سپری می شد. سردمان بود .بالاخره ساعت شش و سی دقیقه صبح شد اما خبری نشد ...شنیدم قطار پریروز هفت  ساعت و دیروز چهار ساعت تاخیر داشته است این جور که معلوم است حالا حالا معطلیم ...



برخواستیم و یک گوشه نسبتا گرمتر انتخاب کردیم و روی زمین پهن شدیم .. هفت شد خبری نشد... سالن انتظار مملو از جمعیت شده بود هفت ونیم شد خبری نشد... مردم خسته و کلافه هر کدام در گوشه ای از سالن کز کرده بودند هشت و نیم شد خبری نشد...



مردی از شدت خستگی و استیصال ایستاده به خواب رفته بود چند نفر از همشهریانم بساط نان و پنیر راه انداخته بودند نه ونیم شد خبری نشد... یه محمد پیشنهاد کردم که به خانه برگردیم و با ماشین برویم انگار حرفم را نشنیده بود چشمانش را بست و سرش را به دیوار تکیه داد.. ده شد خبری نشد... می خواستم زار زار گریه کنم ! محمد به دستشوئی رفت همان موقع اعلام کردند که مسافرین قطار اصفهان برای سوار شدن به خط شماره هشت بیایند بسیار خرسند شدم (ای کاش محمد زودتر به دستشویی می رفت ) ساعت ده ونیم بود که سوار قطار شدیم البته قطارمان از آن قطارهای پردیس نبود بلکه یک چیز دیگری بود که منجر شد به جای پنج ساعت ، نه ساعت در راه باشیم این قطار رستوران هم نداشت  فقط یک گاری آن وسط ساندویچ کالباس تاریخ گذشته  می فروخت و من که قصد داشتم حتما به اصفهان برسم !ترجیح دادم گرسنگی را تحمل کنم ...لحظه ها به کندی سپری می شد حالا گرسنگی هم به خستگی اضافه شده بود. انشالله که می رسیم. وقتی رسیدیم خندق بلا را آکنده از اطعمه واشربه حلال خواهم کرد با خیال رسیدن وغذا خوردن وخوابیدن خوش بودم... اما دیری نمی پایید که دوباره از عالم خیال و رویا به واقعیت پرتاب می شدم. خوب است به زور بخوابم

 

هر ایستگاهی که می ایستاد با فکر اینکه اینجا دیگر اصفهان است دلخوش می شدیم اما نه اینجا هم اصفهان نیست ....چندین ساعت بعد با کمال ناباوری به اصفهان رسیدیم .باور می کنید ؟!بالاخره به اصفهان رسیدیم قرار بود ساعت دوازده ظهر اصفهان باشیم اما هشت شب رسیدیم من خوشحال بودم اما چند نفر دیگراز جمله محمد که نیمه خالی لیوان را می بینند  عصبانی و کفری به قسمت رسیدگی به شکایات مراجعه کردند

 



اما کسی آنجا نبود تنها چیز ی که می شد در اتاق رسیدگی به شکایات پیدا کرد یک قوطی ترشی و تکه های نان بود که گویا به عنوان عصرانه میل شده بود !



من  علت این همه تاخیر و بدبختی را یافتم به خاطر تاثیر ترشی بوده است بنابر این  از اتاق بیرون آمدم. اما محمد و چند نفر دیگر مصرانه ایستادند تا مسئول محترم را ببینند و دق دلی شان را درآورند در هر صورت من مسئولیت حرفها شکایات و بعضا شکر خوری ! مسافران را بر عهده نمی گیرم من هیچی نگفتم و خدا را شکر کردم که بالاخره به آن میهمانی و مراسمی که باید می رسیدم رسیدم !

قرار بود شنبه باز گردم اما از آنجایی که دیگر حاضر نبودم ماجرهای قبلی را تجربه کنم و از ریسمان سیاه و سفید می ترسیدم سراغ قطار نرفتم. تکلیف هواپیما هم مشخص بود. سفر یکی از اقوام هم با اتوبوس نزدیک به بیست ساعت طول کشیده بود و ایشان هم سرمای مر غوبی نوش جان کرده بودند! تنها راه باقیمانده آن بود که با اتومبیل شخصی برگردیم آقای  بوسوره* محترم قبول زحمت کردند که من و فائزه را با اتومبیلشان به تهران بیاورند اما یک مشکل کوچک پیش آمده بود.راهها بسته بودو نمی شد با ماشین به تهران آمد.چار ه ای نبود با هماهنگی با دفترو بقیه جاهایی که کار داشتم یک مرخصی یک هفته ای به خودم دادم و یک هفته ای در ولایت،خوردم وخوابیدم این بار جای همه دوستان خالی بریان و خورش ماست مفصل و خوشمزه ای هم میل کردم اما فرصت نشد دوغ و گوشفیل بخورم .

در هر صورت به خاطر رفاه زدگی و علافی مفرط فکرهای چرندی هم  به ذهنم رسید !که صد البته قبلا سابقه نداشت! یکی از این فکرها هم این بود که حیف شد که سوئد و کاناداو نروژو... را در اختیار مسئولین محترم کشور ما نگذاشتند چون اگر این اتفاق می افتاد مردم دنیا می توانستند چند  کشور یخ زده واقعی با مردم یخ زده را ملاحظه نمایند !که الان از دیدن آن محرومند ....!

عرض میکنم که فکرو تخیلاتم چرند می باشد شماتوجه نکنید !!!

------------------------------------------

*فائزه : همسر مهربان من

*محمد :برادر مهربان من

*بوسوره :در لهجه اصفهانی به پدر زن می گویند

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 12:32  توسط امین مویدی  | 

اگر بلایای طبیعی(!) مانند بسته بودن جاده ها – خراب شدن اتوبان –قطع شدن سهمیه بنزین – ممنوع شدن رانندگی و...مانع نشود امروز قرار است انشاء الله  ساعت چهار بعد از ظهر با اتومبیل شخصی به تهران بیاییم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 11:0  توسط امین مویدی  | 

این وبلاگ به دلیل قطعی گاز و سرمای ناگهانی و بارش برف و لزوم صرفه جویی در انرژی و امثالهم!...تا اطلاع ثانوی مثل کل کشور تعطیل می باشد!لذا پس از این ایام بلافاصله با مطلب "اگر ترشی نخورند خوب می شود " به روز خواهم شد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 17:42  توسط امین مویدی  | 

۱-       رالف استدمن در ۱۵ می ۱۹۳۶ میلادی در والسی انگلستان به دنیا آمد.

۲-       در چهارده سالگی مجموعه ای از طرح های طنز آمیزش را در زوریخ به نمایش می گذارد.

۳-       در شانزده  سالگی مدرسه را رها کرده و برای گذران زندگی به کارهای سخت  نظیر گرفتن موش برای شهرداری!روی می آورد.

۴-       در بیست و سه  سالگی به شهرت می رسد و با تایمز و نیویورک تایمز و پانچ همکاری می کند.

۵-       دکترای افتخاری از دانشگاه کنت و دانشگاه ولز دارد و در دانشگاه جورجیا تدریس می کند.

۶-       خطوط قوی و اکسپرسیونیستی و فضاهای دلهره آوروخشن و مضامین بکر سیاسی و اجتماعی از مشخصه های آثار اویند.

۷-       شبکه بی بی سی تا به حال دو فیلم از زندگی او ساخته است.

۸-     علاقه زیادی به تحقیق و پژوهش دارد و تا کنون دوازده عدد کتاب تالیف کرده است از جمله آثار او می توان به کتاب فروید، زندگی داوینچی، چه بزرگ هستم من، حکایت های عجیب، طبیعت بی جان و بطری، دو چشم، جایی برای چرخاندن یک گربه نیست، روان پریش ها، نزدیک استخوان اشاره کرد. جالب اینجاست که ادبیات نوشتاری هر کدام از این کتاب ها هم متفاوت است.

۹-     مدت هاست که استدمن کاریکاتور چهره هیچ سیاستمداری را ترسیم نمی کند چرا که معتقد است سیاستمداران لیاقت این را ندارد که استدمن کاریکاتورشان را بکشد

۱۰-   استدمن شهرت و اعتبار زیادی دارد به نحوی که کالاهایی که با نام وامضای استدمن عرضه می شود مورد استقبال زیادی قرار می گیرد حتا کراوات و دگمه سردست با آثار و نام استدمن در مجالس رسمی و با افتخار استفاده می شود نقل است که استدمن وقتی چکی را امضا می کند آن چک خرج نمی شود بلکه در قاب نفیسی قرار گرفته و به دیوار آویخته می شود.

نکته جالب :

استدمن در مسابقه بین المللی "فلسطینی خانه ندارد" دو  پوستر امضا شده  برای برگزار کنندگان مسابقه در ایران می فرستد که هم اکنون در خانه کاریکاتور ایران نگهداری می شود او به همراه پوسترها نامه ای به دبیر جشنواره مسعود شجاعی طباطبایی می نویسد و از نگاه انسانی و هنری برگزار کنندگان به این موضوع تقدیر می کند.

نکته جالبتر :

او برای ترسیم آثارش از روشها و متریالهای خاص استفاده می کند مثلا تكه‌هايي از گوشت تازه گوسفند را بر روي كارهايش مي‌فشارد تا به رنگ خون دست پيدا كند. او در اين مورد توصيه‌اي دارد. «اين كار را نبايد در گرماي تابستان انجام داد, ‌چون بوي خون, مگس‌ها را جذب مي‌كند. خون را بگذاريد لخته شود,‌آن وقت به رنگي دست خواهيد يافت كه به هيچ وجه شبيه رنگ هيچ كدام از سس گوجه‌هاي رايج نيست.»

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

۱-سایت رالف استدمن

۲-سایت پرشین کارتون

۳-سایت ایران کارتون

۴-سایت سوره مهر

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 13:27  توسط امین مویدی  | 

باتشکر از علی خان آبادی به خاطر ارسال تصاویر

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 12:16  توسط امین مویدی  | 

از آنجایی که اینجانب اساسا بسیار خوش بین می باشم حتی زمانی که آثار معروف مانا نیستانی و محمد رفیع ضیایی را در وبلاگ ارزنده ای به نام "جوجه کاریکاتوریست "به عنوان آثار بزرگواری به نام استاد! مهدی رحیمی قالب می کنند هم سعی می کنم فکر بد نکنم و این همه را به عنوان "شباهتهای ناگزیر "به حساب می آورم شاید شما بعد از دیدن آثار با من موافق نباشید اما سعی کنید زیاد خونتان را کثیف نکنید از این مسایل در طنز آرایی کشور پیش می آید  اشکال ندارد

برای دیدن آثار استاد مهدی رحیمی ! اینجا را کلیک کنید

در ضمن حتما از وبلاگی که نامش روی آثار حک شده هم دیدن فرمایید برایتان خوب است

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 17:46  توسط امین مویدی  | 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 10:41  توسط امین مویدی  | 

عکس :مسعود ضیایی

چهار سال پیش در چنین روزهایی بود که ناگهان بم فرو ریخت و مردم ایرن همه در ماتم فرو رفتند فاجعه سنگین و دلخراشی بود بهت و غم را می شد در قیافه همه ایرانیها دید مخصوصا برای من که یکی از دوستان دوران سربازیم را هم در آن قهر طبیعت گم کردم نامش امین بود و فارغ التحصیل رشته پرستاری اگر اشتباه نکنم .... !

 


چهار سال پیش در چنین روزهایی بود که کارتونیستها و کاریکاتوریستهای ایرانی در خانه کاریکاتور ایران جمع شدند تا ضمن گرامی داشت خاطره جانباختگان بم و همدردی با بازماندگان کمکهای مردمی را جمع آوری کنند.کامبیز درمبخش -جواد علیزاده -محمد علی بنی اسدی -بهمن عبدی -توکا نیستانی -داود شهیدی - مسعود شجاعی طباطبایی-جمال رحمتی - بهرام عظیمی -کیارش زندی -فائز علیدوستی -حمید بهرامی - بزرگمهر حسین پور -داود کاظمی -حسین صافی -علی درخشی - هادی حیدری - علی هاشمی شهرکی -هومن اخوین -ساسان خادم -حسین کاظم -امیر داودی و امین مویدی !دور یک میز نشستند و غم طرحهای خودشان را به بازماندگان بم هدیه کردند.



 

چهار سال پیش در همین روزها بود که همت خانه کاریکاتور ایران یادواره بم در محل خانه هنرهای ایرانی برگزار شد .

آثار کاریکاتور و کارتون ، هنرمندان سراسر دنیا در آن نمایشگاه در معرض فروش قرار گرفت و عواید حاصل از فروش آثار نیز به آسیب دیدگان بم اختصاص یافت پوستر آن یادواره را هم علی هاشمی شهرکی طراحی کرد که به نظر من کار بسیار خوبی از آب درآمد .

یادم نیست در آن نمایشگاه چند اثر فروخته شد اما خوب یادم هست که به خاطر قیمت مناسب آثار و همراهی مردم برای کمک به زلزله زدگان در همان روز افتتاحیه ، بسیاری از آثار به فروش رفت.



چهار سال پیش در چنین روزهایی بود که شماره یک سری جدید مجله ایران کارتون با همکاری حوزه هنری و تحت امتیاز هفته نامه مهر چاپ شد . آن شماره را خیلی دوست دارم مجموعه خوبی شده بود متاسفانه به خاطر بدحسابی حوزه هنری شماره دوم آن مجله هیچگاه چاپ نشد هر چند که مطالب و آثار و تصاویر همه آماده بود یادم هست که آن شماره را به طور کامل به کیهان کاریکاتور واگذار کردیم .بگذریم بعدها خانه کاریکاتور منشا خیر شد و مجله با شکل و شمایل جدید و به شکل داخلی چاپ شد تاکنون ۲۰ شماره از آن برای کارتونیستها و کاریکاتوریستها و مشترکین خانه کاریکاتور ارسال شده است در آن شماره که چند روز بعد از زلزله بم منتشر شد دو صفحه اخبار به گردهمایی کاریکاتوریستها در خانه کاریکاتور و آثار ترسیم شده در آن روز اختصاص یافت پریشب که با بهزاد ریاضی و امیر سقراطی برای بستن مطالب بخش کاریکاتور فصل نامه خط خطی منزل علی هاشمی بودیم از او خواهش کردم که عکس و آثاری که در ایران کارتون چاپ شد در اختیارم بگذارد که او هم طی یک گشت و گذار نیم ساعته در کامپیوترش تقاضایم را اجابت کرد که جای تشکر ویژه دارد .

 

اثر: كامبيز درم‌بخش

 

اثر:جواد علیزاده


 

اثر :محمد علی بنی اسدی

 


 

اثر :توکا نیستانی

 

اثر :بهمن عبدی

 


 

اثر :علی هاشمی شهرکی

 

اثر :فائز علیدوستي


اثر: خودم


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 10:53  توسط امین مویدی  | 

همانطور که قبلا عرض کرده بودم وبلاگ امیر رضا خوردآزاد از کارتونیستها و گرافیستهای خوش قریحه و باسلیقه اصفهان راه اندازی شد پیشنهاد می کنم حتما وبلاگ امیر راببنید برای دیدن وبلاگ اینجا را کلیک کنید امیر رضا خورد آزاد متولد۱۳۵۳وفارغ التحصیل مدیریت صنعتی است البته تا انجا که من می دانم امیر تا به حال نه با مدیریت نه با صنعت میانه ای نداشته است ...یک دفتر برای خودش در محله خوردآزاد اصفهان که به خاطر پدر بزرگ خوش نام و خیرش نام گذاری شده راه انداخته و به کار گرافیک مشغول است

خلاقیت وتعهد و توان و سابقه اش باعث شده که در کارش بسیار موفق باشد و بسیاری از شرکتهای بزرگ اصفهان از مشاوره هنری و آثار گرافیکی اش بهره بگیرند نسرین شماعی زاده همسر امیر خوردآزاد نیز از کارتونیستها و تصویر گران خوب اصفهانی است که فعلا به خاطر دختر کوچولو وبامزه شان هلیا گویا عطای هنر را به لقایش بخشیده است این عکس را هم که ملاحظه می کنید عکس خود امیر رضا خوردآزاد است حتما شما هم با من هم عقیده اید که امیر با همه محسنات و توانمندی هایش از زیبایی ظاهری بهره ای نبرده است !

وبلاگ امیر رضا خوردآزاد با دو مطلب با عناوین "میک سام نویز"و"نوری در اصفهان ديده مي شود  " به روز است در ضمن من چون این اثر آقای نوری نجفی که در وبلاگ امیر استفاده شده را خیلی دوست دارم مطلبم را با آن تمام میکنم و امیدوارم هرچه زودتر از دیدن آثار امیر خوردآزاد در وبلاگش بهره مند شویم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 12:1  توسط امین مویدی  | 

کافی است که ما سری به ولایت بزنیم آن وقت دوستان در فضای مجازی و ایضا حقیقی دوره مان میکنند که سوغاتی چه شد چرا گز نیاوردی ؟وازاین قبیل بازخواستها...

عرض می شود که به خاطر اینکه نظر دوستان را حداقل در فضای مجازی تامین کرده باشم شما را دعوت میکنم به دیدن یک کارگاه گز پزی با پروسه کامل تولید گز که در سایت خبرگزاری فارس عرضه شده است برای دیدن این صحنه های دل انگیز اینجا را کلیک کنید تا بقیه مطلبم را عرض کنم

لذت بصری وافر بردید  در نظر داشته باشید که ممکن است دهن با حلوا حلوا گفتن شیرین نشود اما قطعا با دیدن "گز"کامتان شیرین وبلکه کامروا !خواهید شد ...باز هم بگویید فلانی اصفهانی است و خیرش به کسی نمی رسد  

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 0:10  توسط امین مویدی  | 

مطلبی با عنوان " حق با داور است "در خصوص هشتمین دوسالانه بین المللی کاریکاتور به قلم دوست خوبمان مجتبی ذوقی در همشهری آنلاین درج شده است پیشنهاد میکنم این مطلب را بخوانید

برای خواندن مطلب اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 22:56  توسط امین مویدی  | 

به نقل از مهدی تمیزی پشت تلفن!!:

موزه هنرهای معاصر اصفهان با همکاری خانه کاریکاتور اصفهان اقدام به برپایی نمایشگاهی از آثار کارتون محسن نوری نجفی نموده است.
این نمایشگاه که در راستای برنامه سلسله نمایشگاه های بزرگان هنر کارتون و کاریکاتور ایران بر پا گردیده از 12 دی ماه الی 2 بهمن ماه 1386 میزبان علاقمندان می باشد.
گفتنی است ساعات بازدید از 9 الی 17 بوده و مکان آن اصفهان، خ استانداری، موزه هنرهای معاصر اصفهان می باشد.
شایان  ذکر است مراسم افتتاحیه روز 12 دی ماه ساعت 16 برگزار می گردد و روز 13 دی  ماه نیز در همین ساعت نشستی تخصصی با حضور هنرمند در مکان یاد شده برگزار می گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 20:26  توسط امین مویدی  | 

جای همه دوستان خالی چهارشنبه هفته گذشته همرا ه با عیال و اخوی به سمت اصفهان حرکت کردیم و دیروز ساعت ۹صبح نیز از اصفهان بازگشتیم ساعت ۲بعداز ظهر به دفتر رسیدیم نهار مان را باعجله خوردیم ساعت ۳جلسه ای داشتیم که تا ۸شب ادامه داشت در حین جلسه هم  فقط به فکر کارتونس بودم دلم می خواست فرصتی دست می دادفقط چند لحظه سری می زدم ببینم چه خبر است حتی چند بار خواستم به بهانه رفتن دستشویی بیرون بیایم اما دیدم خلاف ادب است لابد...امیدوارم اظهار نظراتم در جلسه بی ربط نبوده باشد !! 

  این چند روز تعطیلات هم  که  در اصفهان بودیم اتفاق جالبی نیافتاد که بنویسم فقط یک بار وقتی که با خیال راحت می خواستم از چراغ سبز عبور کنم یک فروند پیکان مدل ۴۲به سرعت از چراغ قرمز رد شد و نزدیک بود بزند ماشین عزیزتر از جانم را خرد وخمیر کند سرم را بیرون آوردم که اعتراضی کنم که زودتر از من آقای همشهری مهربان سرش را بیرون آورد وبا اخم وناراحتی گفت: "چدس بی خیر ! خب عجله دارم" و قبل از اینکه حرفی بزنم رفت ... به این نتیجه رسیدم که در شهر من چراغهای راهنمایی چندان استفاده ای ندارند ورانندگی در اصفهان جرات و جسارت و هنر مندی و سنجش عجله دیگران و بسیاری از مسایل دیگر را می طلبد که من از آن بی بهره ام

در ضمن امیر خوردآزاد را هم دیدم امیر از سابقون کاریکاتور اصفهان است و مشغول راه اندازی یک وبلاگ هم هست که هر وقت را ه افتاد خبرش را به شما خواهم دادبا توجه به شناختی که از  وسواس و سلیقه امیر دارم  حتما وبلاگ خوبی خواهد شد

نکته  دیگر اینکه متاسفانه در این چند روز نتوانستم "بریان" و "خورش ماست" و "دوغ و گوشفیل "بخورم که شدیدا از این موضوع پکرم و در سفر بعدی جبران مافات میکنم . در این چند روز فرصت کمتری برای وب گردی و گذاشتن پست و مطلب دست داد دیروزم را هم که برایتان تعریف کردم انشالله از امروز در خدمتتان خواهم بود

 اما بعد ...روز شنبه اول دیماه ۱۳۸۶نمایشگاه کاریکاتوری از آثار ابوالفضل محترمی - کیارش زندی - جمال رحمتی - هادی حیدری و جلال رحمتی در محل فرهنگسرای امام خمینی زنجان  افتتاح شد  گزارش تصویری نمایشگاه گروهی در زنجان به همراه یادداشت های رحمتی،زندی،محترمی و حیدری را ازسایت پرشین کارتون بخوانید جالب است

برای خواندن مطلب اینجا را کلیک کنید  

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 9:54  توسط امین مویدی  | 

به نقل از سایت ایران کارتون:

بیستمین شماره نشریه تخصصی کارتون و کاریکاتور "ایران کارتون "منتشر شد
در این شماره می خوانید و می بینید:
- ایران مهد کاریکاتور معاصر دنیا/ سیدمسعود شجاعی طباطبایی
- داوران خارجی دوسالانه هشتم/ عباس قاضی زاهدی
- برگزیدگان
- هشت  نکته داوری دوسالانه هشتم/ امیر عبدالحسینی
- از آلاچیق حوزه هنری تا نگارخانه صبا/ سیدامین مویدی
- اندر احوالات محمدرفیع ضیایی و بهمن عبدی
- اخبار نمایشگاه ها
- رویدادها
- نشست آسیب شناسی دوسالانه کاریکاتور
 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 11:44  توسط امین مویدی  | 

هومن شهبندی را همه کارتونیستهای ایران می شناسند جوان خوش مشرب و فعال و شوخ وخوش قلبی که در دوسالانه هفتم کمک زیادی به ما کرد هومن بعد از دوسالانه با امید و خوشحالی زیادی  به ایران بازگشت اما همین چند روز پیش که ایمیلی از او دریافت کردم با تعجب فهمیدم که به بلژیک بازگشته است  ... هرکجا هست خدایا به سلامت دارش.

 این ایمیل را هم دیروز برایم فرستاد عینا همان ایمیل را کپی کردم بخوانید جالب است   

salam ghorbounet beram agha ye sari be in bezan nazaereto behem bede   www.hooman.be ghorbanat hooman dar zemn webloget kheyli bahale man har roz montazere  neveshtehaye jadid hastam ye nazaram behet bedam ke pishnahadi bish nist  say kon in  10  ta noktaro be name khodet sabt koni   bishtar rosh kar kon masalan hooman dar dah ta nokteh  heheheh chi mishe
hehehehehehe
1- noon khamehi
2-halime meydoune vanak
3-kale pache khiaboune vali asr
4-cholo kababe  nayeb
5-jigare dar band
6-shirni danmarki (bebakhsid gol mohamadi)
7-diziye darake
8-berioniye esfehan
9-sohane ghom
10-noon barbari ba halva halvardehva chaee shirin
yeki nist bege bemiri elahiiiiiiiiiiiii naterekidi inghadr khordi?
hehehehehehehehehehehehheheheheh
agha 4kerim
bye

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 17:9  توسط امین مویدی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 12:58  توسط امین مویدی  | 

 به نقل از پرشین کارتون:

محسن احمدوند، نمایشگاهی از آثار طراحی خود را در گالری سیحون برپا خواهد کرد.
این نمایشگاه که 8 دی ماه از ساعت 4 عصر افتتاح می شود تا 13 این ماه ادامه خواهد داشت.
گالری سیحون در خیابان وزرا(خالد اسلامبولی)، کوچه چهارم، شماره 30 واقع است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 10:13  توسط امین مویدی  | 

به نقل از سایت ایران کارتون:

۱ -خانه کاریکاتور اقدام به برپایی نمایشگاهی از آثار کاریکاتور چهره نیما جمالی نموده است. در این نمایشگاه ۳۵ اثر با تکنیک رنگ آمیزی با فتوشاپ از چهره های مشهور داخلی و خارجی عرصه موسیقی سینما و ورزش در معرض دید عموم قرار گرفته است.
به گزارش روابط عمومی خانه کاریکاتور نیما جمالی که دومین نمایشگاه انفرادی خود را تجربه می کند متولد ۱۳۶۲ تهران است و تاکنون با نشریاتی چون گل آقا، همشهری، شرق، دوچرخه و اعتماد ملی همکاری داشته و دارد.
علاقمندان جهت بازدید از این نمایشگاه می توانند از ۶ الی ۱۳ دی ماه سال جاری از ساعت ۹ الی ۱۷ به نشانی: تهران، خ شریعتی، تقاطع اتوبان شهید همت، خ گل نبی غربی، بعد از میدان کتابی، شماره شصت راجعه نمایند.
گفتنی است مراسم افتتاحیه روز چهارشنبه ۵ دی ماه ۱۳۸۶ از ساعت ۱۷ الی ۱۹ در مکان یاد شده برگزار می شود.

 ۲-نگارخانه دائمی خانه کاریکاتور شاهد برپایی نمایشگاهی از طراحی های محمود مختاری با عنوان «از مداد من» می باشد.
محمود مختاری کارتونیست و تصویرگر قمی که متولد ۱۳۶۲ می باشد تاکنون با نشریاتی چون جام جم، پوپک، سروش کودک، رشد و ... همکاری نموده است.
وی در مورد نمایشگاه خود می گوید: «این نمایشگاه حاصل مجموعه ای از طراحی ها، اتودها و تجربه های تصویری است که از آن می توان در آینده برای خلق یک تصویرسازی، کاریکاتور یا انیمیشن بهره جست.
علاقمندان جهت بازدید از این نمایشگاه می توانند تا ۱۹ دی ماه سال جاری از ساعت ۹ الی ۱۷ به نشانی تهران، خ کریم خان زند، پارک مریم، نگارخانه دائمی خانه کاریکاتور مراجعه نمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 17:45  توسط امین مویدی  | 

زمانی که کارتون وکاریکاتور به آخر خط نزدیک میشوند وکارتونیستها برای یافتن سوژه هایشان به مطالعه بصری (تو بخوان کپی برداری مداوم از سوژه ها والمانهای یکدیگر )روی می آورند هنوز هم دیدن آثار بزرگانی مثل استدمن با آن تجربیات خلاقه شان  آدم را امیدوار میکنند که میشود فلک را سقف شکافته وطرحی نو درانداخت

با وجودیکه رالف استدمن معروفتر از آنست که معرفی شود اما در آینده مطلبی کوتاه با عنوان" استدمن در ده جمله" مینویسم فعلا این آثاررا ملاحظه بفرمایید کیف کنید تا بعد ....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 12:12  توسط امین مویدی  | 

می گویند و درست می گویند که کاریکاتور هنر "اغراق" است سوژه کمبود اتوبوس در ناوگان حمل ونقل عمومی ومعضل تنگی جا در اتوبوس هم همیشه دستمایه هنرمندان کارتونیست بوده است اما بعضی وقتها اغراق رنگ می بازد و عکس بدون هیچ اغراقی جای کاریکاتور را می گیرد این عکس را ملاحظه بفرمایید

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 11:40  توسط امین مویدی  | 

کتاب اول پرشین کارتون گلچین ارزنده ای از آثار برخی از کارتونیست های خوب ایران است . آروین، محسن احمدوند، ادیک بغوسیان، محمدعلی بنی اسدی، یحیی تدین، بزرگمهر حسین پور، هادی حیدری، گل محمد خداوردی زاده، جمال رحمتی، کامبیز درمبخش، داریوش رادپور، مصطفی رمضانی، کیوان زرگری، شیوا زمان فر، افشین سبوکی، حسین صافی، بهمن عبدی، جواد علیزاده، فرهاد فروتنیان، حسن کریم زاده، مهدی کریم زاده، امیرفرهاد محمدیاری، اردشیر محصص، مهدی متعضدیان، فیروزه مظفری، محسن نوری نجفی، توکا نیستانی، مانا نیستانی، ( به ترتیب ارایه آثار در کتاب ) کاریکاتوریست ها و کارتونیست هایی هستند که آثارشان در این کتاب عرضه شده است. مقدمه کتاب نیز به قلم توانای جواد مجابی است . حیفم می آید شما از خواندن آن محروم بمانید .  

 

"از طراحی های هزل آلود صنیع الملک که بگذریم، کاریکاتور در ایران با ظهور مطبوعات رونق یافته و غالبا تقلیدی بوده از شیوه کاریکاتور رایج در عثمانی و قفقاز، که آن ها هم وابسته گرافیک هجایی غرب به ویژه فرانسه بوده اند.

به گمان من، کاریکاتور نو در مطبوعات دهه چهل، با کوشش های هنرمندانه اردشیر محصص آغاز شد. سردبیران کج سلیقه ناگزیر شدند نوعی کاریکاتور هنری را کنار مقالات جدی خود تحمل کنند. اردشیر، کاریکاتور را از جنبه فرعی بودن و وضعیتی خنده آور در مجلات فکاهی نجات داد و به آن شانی بخشید که شاملو نخستین بار در ستایش کار اردشیر یادآور شد. در دهه چهل و پنجاه، کامبیز و سخاورز و تنی چند، این جنبش نو را سر و سامان بخشیدند. آن میراث دیر ترک به نسل بعد رسید، اگر چه با غفلت عمدی از نام و نشان پیشگامان .

در سه دهه اخیر به رغم بسته بودن فضای فرهنگی، کاریکاتور، رشدی حیرت زا داشته است، گسترش و ژرفای دنیای طنز تصویری ایران در شرایط دشوار بی حمایت، نیازمند ارزیابی همه سویه است. باری، کاریکاتور هنری چه در مطبوعات و چه در نمایشگاه ها و بی ینال های داخلی و خارجی بر اثر پایمردی نومیدانه اما ستایش انگیز هنرمندان جوان، جایگاهی در خور یافته است. جوایز و ستایش های این جایی و جهانی، کارکرد چالاک این شوخ دیده نافذ را که چین و چروک فضای کهن را چنین عریان عیان می کند به درستی بازتاب می دهد .

این دفتر اگر چه در بازنمایی کارتون ایران، فراگستر و همه سویه نیست، اما فروتنانه از نکوداشت دست اندرکاران این هنر پرخاشگر حکایت دارد. می تواند یادآوری باشد از نام و اثر پاره ای از کوشندگان که معماری عظیم کارکاتور نوین ایران را از دهه چهل تا کنون، بی گزند بالا برده اند و حالا این طنز تصویری، همتراز سایر هنرهای بومی قصد جهانگیری دارد. "

برای خرید کتاب اینجا را کلیک کنید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 10:30  توسط امین مویدی  | 

"یک اثر " بخشی از سایت پرشین کارتون است که به همت حسن کریم زاده راه اندازی شده برای من که خیلی جذاب و بعضی مواقع حیرت آور است شما هم نگاه کنید و لذت ببرید

برای دیدن اثر اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 13:0  توسط امین مویدی  | 

یک نکته جالبتر هم باید به مطلب قبلی اضافه کنیم که با توجه به مستندات به دست آمده آقای توپور اهل زیرآبی هم بوده اند! ملاحظه می فرمایید

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 11:20  توسط امین مویدی  | 

 

۱- در سال ۱۹۳۸ در پاریس از پدر و مادر لهستانی به دنیا آمد .

۲-      تحصیلاتش را در دانشکده هنرهای زیبا ی پاریس نیمه تمام رها کرد !

۳ -     دنیا از نظر او سرد و ترسناک و دلهره آور و غیر قابل اعتماداست .

۴-   آثار او به زعم اکثر منتقدان و تحلیل گران بازتاب تکان دهنده از پیامدهای فجایع جنگ دوم جهانی بر جامعه انسانی به ویژه ملت فرانسه است .

۵-      او سبک اش را مدیون شاوال وسینه می داند .

۶-   او همراه با فرناندو آرابال شاعر اسپانیایی و آلخاندرو خودوروسکی فیلسوف شیلیایی در سال ۱۹۶۲ جنبش وحشت را پایه گذاشت تا سورئالیسم را به حرکتی شوک آور تبدیل کنند .

۷-      موج اول کارتون روشنفکرانه ایران به سردمداری اردشیر محصص به شدت از آثار و نگاه او تاثیر گرفته است .

۸-   رولاند توپور فیلم سازی را هم تجربه کرده است . یکی از آثارش به نام "سیاره های وحشی ها" در فستیوال کن در سال ۱۹۷۲ برگزیده شد همچنین در یک فیلم نیز نقش یک وکیل را بازی م کند که به تسخیر دراکولا در می آید و نهایتا کارش به جنون می رسد !

۹-      وقتی در ۱۶ آوریل ۱۹۹۷ در سن ۵۹ سالگی درگذشت منتقد روزنامه لیبراسیون نوشت:

 (  تصویرگر اضطراب بشر از میان ما رفت )

۱۰-   رونالد سیرل در مجله گرافیس در مورد او نوشت :" از زمانى به زمان هاى ديگر، از قله هاى كوتاه تا مكان هاى مرموز ديگر، عقربه هاى متعدد زلزله سنج ها به طرز تهديدكننده اى به ارتعاش درمى آيند.... نشانه ها گواه آنند كه در كارگاه - توپور _ اثر جديدى زاده شده است. رولاند توپور مثل يك گلوله باروت در مراسم آتش بازى است. مملو از ايده هاى گوناگون به هنگام انفجار آتش هاى رنگين را به اطراف مى پراكند و ايده هاى رنگ به رنگ فضا را سرشار مى سازد. اين ايده ها باعث وحشت و در عين حال سبب تفريح مى شوند و يا گاه نفس را در سينه ما حبس مى كند."

نکته جالب: اسم این بابا "رولاند "با یک مقدار تخفیف "رولان "میباشد همینطور با اسمهای عوضی تنش را در قبر نلرزانید 

 

 

 

 

منابع :

 -وبلاگ روزبه

       -مقاله حسن کریم زاده در مورد توپور در روزنامه شرق

       -مقاله اسماعیل عباسی در مورد توپور در روزنامه شرق

       -مقاله رونالد سیرل در مورد توپور در گرافیس به ترجمه ایراندخت محصص

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 10:2  توسط امین مویدی  |