تبليغاتX
CARTOONES

CARTOONES

کارتون اس یا کارتونس (به لهجه غلیظ اصفهانی خوانده شود )

تمام اتفاقاتی که در پی می آید، واقعی هستند.

 

داخلی. روز. موزه انجمن آسیا. نیویورک.

دوربین از کنار بینندگان آثار اردشیر محصص می گذرد .محصص در افتتاحیه بزرگ ترین نمایشگاه آثارش حضور ندارد، اما بسیاری از دور و نزدیک آمده اند تا صد اثر از او را بر دیوار نمایشگاه ببینند. یک نفر رو به دوربین می گوید: محصص را می توان با فرانسیسکو گویا مقایسه کرد و از این نظر او بی همتاست.

 

داخلی.روز. اداره کتاب وزارت ارشاد اسلامی. تهران.

دوربین به همراه کاریکاتوریست جوان، پله های اداره کتاب را طی می کند. کاریکاتوریست از راهروی طبقه دوم اداره کتاب، داخل اتاق پاسخگویی به صدور مجوز می شود. کاریکاتوریست: سلام خانم! مجوز کتابم صادر شده؟ کارمند: خیر، هنوز صادر نشده. کاریکاتوریست: آخر چرا؟ شش ماه از تحویل کتابم می گذره. کارمند: در بخش کاریکاتور، کارشناس برای بررسی کتاب های کاریکاتور نداریم. نمای نزدیک از چهره کاریکاتوریست، قطع به چهره مراجعه کننده ای که برگه مجوز پیش از انتشار را کامل می کند.

 

داخلی.روز یا شب ( چه فرقی می کند! ). در منزل کاریکاتوریست معروف و متواضع. فولادشهر.

در منزل کاریکاتوریست معروف و متواضع، تلفن زنگ می زند. کاریکاتوریست معروف و متواضع گوشی را بر می دارد. جوان جویای نام، که دبیر مسابقه شده است، از آن سوی خط، در حالی که دستش را زیر چانه زده و مداد را لای دو انگشتش گرفته، تمرین می کند چه جور ژست هنری بگیرد. می گوید: ما می خواهیم در شهرمان جشنواره برگزار کنیم. شما هم داور ما بشوید تا اعتبارمان بالا برود، چون شما خیلی جایزه گرفته اید. دوربین از چانه کاریکاتوریست جویای نام قطع و به تصویر کاریکاتوریست معروف و متواضع ختم می شود که می گوید: خیلی ها هستند که یک جایزه جهانی هم نگرفته اند، ولی اعتبار زیادی دارند.

داخلی.روز. نمایشگاه بین المللی کتاب. تهران.

دوربین از سقف شبستان مصلای تهران به پایین می رود ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:12  توسط سید امیر سقراطی  | 

تصویری از رنه بلییک در اختیار ندارم. چهره او را ندیده ام، اما رنه بلییک نیز مانند کریستین بوبن و سن فرانچسکو از جمله کسانی است که با ایشان در یک روز به دنیا آمده ام ولی در سالهای مختلف، همدیگر را ملاقات کرده ایم .

رنه بلییک دوست من است، شهیدی گمنام از شهدای بی شمارِ زمین و شاهدی بر ظلم موجودی به نام انسان بر همنوع خود. تصویری از بلییک در اختیار ندارم تا ردِ رنج  را بر شیارهای صورتش ببینم. تصویری از او ندارم تا سکوت را در گلویش و فریاد را در چشم هایش به نظاره بنشینم. اما انگار سالهاست او را می شناسم، دیده ام و در سکوت و رنج و تنهایی، با او بسیار زیسته ام.

بلییک می تواند نام هر شهیدی باشد که بر خاک می افتد. می تواند نام هر کودکی باشد که به دنیا می آید. بلییک در نگاه من مانند همان کودک معصومی است که توان محافظت از خود را ندارد. چنان دست و پا بسته و چنان معصوم که در برابر خشونت جاری و عادی شده دنیا، متحیر و متعجب است.

.....ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 22:41  توسط سید امیر سقراطی  | 

اثر: امیر سقراطی

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 0:19  توسط سید امیر سقراطی  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 23:19  توسط سید امیر سقراطی  | 

عکس جدید محصص از پرشین کارتون

«این روزها» چندان حوصله نوشتن ندارم وبیشتر نقاشی می کشم. رنگ و قلم مو و کاردک حس و حالی متفاوت با راپید و خودنویس و جوهر فشنگی دارند وبدیهی است که برای انتقال حس و مفاهیمی متفاوت، ابزار بهتری هستند. اما در «این روزها» و پس از چاپ شدن دو کتاب از آثارم، ترجیح می دهم که تا مدتی به دنبال سوژه و انتقال پیام و مسایلی از این دست نباشم و فقط به فکر هم نشینی رنگ، بافت و فرم باشم و دیگر هیچ. (چه ایرادی دارد؟) اما از شما چه پنهان «این روزها» به سفارش یک ناشر فرهیخته و فرهنگ دوست قرار است  بر روی دو کتاب پژوهشی در زمینه هنرهای تجسمی و به خصوص کاریکاتور کار کنم که این دو کتاب چند ماه وقت، انرژی و هزینه خواهد برد و من در پی یافتن توانی برای رفع بی حوصلگی هستم تا بتوانم علاوه بر نوشتن آن دو کتاب، نوشتن مقالات دوهفته نامه تندیس و فصلنامه خط خطی را هم به سرانجام برسانم. سید امین مویدی مدیر مسئول، صاحب امتیاز واز همه مهمتر رئیس بزرگ وبلاگ فخیم کارتونس، علاوه بر پیگیری مقالات جریده شریفه خط خطی از طرق اس ام اس، تلفن و ابزار ارتباطی دیگر! یک خط درمیان می پرسد که : «پس مطلب برای وبلاگ کارتونس چی شد؟»

باز هم از شما چه پنهان که «این روزها»  که طول و عرض اتاقم را طی می کنم، دائم نگاهم روی قاب عکسی سر می خورد که صاحب عکسش در ایران نیست و تو گویی که من و او علاوه بر همشهری بودن انگار سالهاست که همدیگر را می شناسیم  و انگار سالهاست که سایه به سایه و شانه به شانه، رشت را و کوچه پس کوچه های قدیمی اش با آن دیوارهای سبز شده از خزه و آجر ها وسفالهای نارنجی و آسمان آبی بالای سر را با هم مدام رفته ایم و برگشته ایم و دراین رفتن و برگشتن دل داده ایم به صداهای موزون و شعرهای خوش آهنگ دستفروشان چمارسرا، پیرسرا، ساغریسازان ویا صیقلان. و صاحب آن عکس کسی نیست جز : «اردشیر محصص» که«این روزها» در نیویورک به پاس سالها قلم زدن وقدم زدن (و تو گویی به سر دویدن) در وادی هنر بزرگداشتی برای او برپاست. بی مناسبت ندیدم که درباره استاد محصص چیزی بنویسم  تا ادای دینی مجدد باشد و بامسما اینکه چند روز پیش در میان طرح های پخش و پلا در این سو و آن سو، چشمم به پوستر نمایشگاه اردشیر محصص روشن شد که طراح آن مرتضی ممیز است. «این روزها» که درد، تنهایی و بیماری، جان حوصله را می درد و پاره پاره می کند، بیشتر از همیشه به یاد ممیز می افتم که با درد رفت و به یاد محصص می افتم که با درد نبردی جانانه دارد که چه خوش گفته اند: « درد با مرد هم قافیه است». حیفم آمد که به بهانه یادکردی از بزرگ همشهری ام اردشیر محصص، یادی از مرتضی ممیز نکنم و حیفم آمد که به بهانه دیدن پوستر نمایشگاه محصص ، تعدادی از آثار مرحوم ممیز استاد و بانی رشته گرافیک در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران (1348) را دوباره مرور نکنیم.لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 22:14  توسط سید امیر سقراطی  | 

  

                                                   اثر :میخائیل زلاتکوفسکی

  از صدور فرمان مشروطیت در 14 مرداد 1285 خورشیدی تا کنون، نشریات طنز، فکاهی و کاریکاتور فراوانی منتشر شده است. در کتاب طنز سرایان ایران از مشروطه تا انقلاب ( نشریات طنز و فکاهی در تقسیم بندی ادواری تا پس از انقلاب و تا 1370 )، لا اقل 53 عنوان نشریه ثبت شده است1. در مقاله ای تحقیقی با عنوان مطبوعات طنز ایران از آغاز تا کنون،  که در سالنامه 1371 گل آقا2 منتشر شد و در مقاله ای دیگر با عنوان در تکمیل فهرست مطبوعات طنز ایران، که در سالنامه 1372 گل آقا3 به چاپ رسید، "تعداد نشریاتی که به تمام طنز بوده اند و یا طنز یکی از ستون های ثابت آن ها بوده است" ، تا 1371 ، 219 عنوان ذکر شده است4.

می دانیم که در دهه چهل خورشیدی موج نوی کاریکاتور ایران به راه افتاد و با دوری جستن از مدل کاریکاتورهای توفیق، مسیر خود را از اقسام کاریکاتور، که در نشریات فکاهی آن زمان چاپ می شد، جدا کرد . کاریکاتوریست های نشریات فکاهی هم به نوبه خود، کاریکاتوریست های موسوم به روشنفکری یا موج نوی کاریکاتور ایران را قبول نداشتند. با نگاهی به آماری که از نشریات فکاهی بر جامانده، درمی یابیم که از شهریور 1320 تا بهمن 1357، ده عنوان نشریه و از بهمن 1357 تا 1370 ، بیست و چهار عنوان نشریه طنز، فکاهی و کاریکاتور در ایران منتشر شده اند5. یعنی ( با در نظر گرفتن سال های 1320 تا 1340 ) به طور تقریبی سی و چهار عنوان نشریه منتشر شده اند که همگی بر فکاهه، شوخی، انتقاد و کنایه تاکید داشته اند، اما کاریکاتورهای موسوم به روشنفکری در این نشریات جایی نداشته اند. مشخص است که وقتی این جنس کاریکاتور در این نشریات جایی ندارند، پس مباحث تخصصی پیرامون کاریکاتور به عنوان یک هنر مستقل، پویا و نوگرا و زیر مجموعه هنرهای تجسمی هم جایی برای بحث و مطرح شدن نداشته باشد..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:26  توسط سید امیر سقراطی  | 

طرح هایی که اینجا می بینید، کارهایی هستند که سال پیش در دفترچه ای کشیده ام که یاشار صلاحی کاریکاتوریست و طراح طنز اندیش و خوش فکر به من هدیه داده بود. دویست صفحه دفترچه را در دو روز پر کردم. تجربه جالب و دوست داشتنی بود. این طرح ها برای من بیشتر جنبه مطالعاتی در زمینه طراحی داشت که پایه ای برای نقاشی هایم شد که این روزها بیشتر از هر کار دیگری درگیر آن هستم.  کارهایی که اینجا می بینید را به یاشارصلاحی تقدیم می کنم که انگیزه کشیدن این طرح ها را در من بوجود آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:37  توسط سید امیر سقراطی  | 

کاریکاتور و ضرورت بازنگری در ارتباط با مخاطب

اثر:مسعود ضیایی زردخشویی

... این یک تعریف کلی از کاریکاتور و البته کاریکاتوریست است که در کنار نشان دادن سختی، زشتی، مصیبت، مرارت و امثال اینها، علاوه بر آگاهی و هشدار به روی دیگر زندگی یعنی توجه به خوبی ها و استمرار نیکی ها نیز تاکید می کند.

به همین دلیل است که کاریکاتور در بین دیگر رشته های هنرهای تجسمی بیشتر مورد توجه عامه مردم قرار می گیرد و به همین خاطر است که کاریکاتور نسبت به دیگر هنرها نیاز دارد که زبانی ساده تر و بیانی آشکارتر داشته باشد. بسیاری از هنرهای زیر مجموعه تجسمی الزامی به داشتن پیام و یا مفهوم ندارندو تنها بازتاب درونیات، احساسات و تفکرات هنرمند است، اما کاریکاتور بدون داشتن مفهوم و یا پیام عقیم خواهد بود. انسان و مسائل پیرامون او سوژه اصلی هنر کاریکاتور است و کاریکاتوریست ها در کاریکاتورشان انسان و جایگاه او رامورد مطالعه و پرسشگری قرار می دهند. .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 8:30  توسط سید امیر سقراطی  | 

نگاهی به رابطه گالری و کاریکاتور نمایشگاهی در ایران 

                                            

   

اگر شما هم مانند بسیاری از هنرمندان، هنردوستان و هنرجویان، علاقمند هستید که اتفاقات هنرهای تجسمی را پیگیری کنید، حتما ً بخشی از وقتتان  در هفته را به دیدن نمایشگاه ها و سر زدن به گالری ها اختصاص می دهید. بدیهی است که بعد از دیدن هرنمایشگاهی، بخشی از آثار نظر شما را جلب می کند و یا تعدادی از آثار از نظر شما دارای مولفه های یک اثر هنری مطلوب نخواهد بود. به هر حال شما بر حسب عادت یا علاقه به دیدن نمایشگاه هنرمندی که آثارش را دوست دارید و یا گالری که فعالیتهای مداومش را پیگیری می کنید رفته اید.

آشکار است که دیده شدن، تمام مقصود هنرمند از برگزاری نمایشگاه نیست، بلکه به غیراز دیده شدن اثر هنری در گالری، بخش دیگر مورد توجه هنرمند فروش اثرش است و گالری مانند یک بنگاه هنری در زمینه ارائه خدمات به هنرمند نقش ایفا می کند .

علاوه بر این که اثر هنری در گالری هم دیده و هم فروخته می شود، عرضه اثر هنری در گالری ها این امکان را به ما می دهد که با بخشی ازکوشش،  جنب و جوش و  فعالیتهای هنرمندان هنرهای تجسمی در زمینه نقاشی، تصویرگری، مجسمه سازی، مینیاتور، طراحی و حتی پوستر در طی یک سال گذشته آشنا شویم و حتی دست به نتیجه گیری کمیتی در زمینه هنرهای تجسمی کشور بزنیم.

اگر یک بار دیگربه هنرهای اشاره شده در بالا نگاه کنید و یا در حافظه خود به نمایشگاه هایی که رفته اید رجوع کنید، متوجه خواهید شد که نام کاریکاتور در بین این هنرها دیده نمی شود. با اینکه در کاریکاتور دسته بندی به نام کاریکاتور نمایشگاهی وجود دارد، اما این هنر چه از نظر دیده شدن و چه از نظر فروش اثر هنری در عرصه ای به نام گالری غایب است. .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 9:9  توسط سید امیر سقراطی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:55  توسط سید امیر سقراطی  | 

در تاریخ 24 فروردین در همین وبلاگ مقاله ای از من با نام « کاریکاتور معاصر نمایشگاهی و گریز از هویت » منتشر شد که همزمان در هفته نامه تندیس نیز چاپ شده بود. به همراه آن مقاله تعدادی از کاریکاتورهای روی جلد کتاب جمعه منتشر شد که اکنون و در این مجال تعداد دیگری از آثار این هفته نامه را با هم می بینیم

برای دیدن این آثار ارزشمند ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:35  توسط سید امیر سقراطی  | 

     

                      

در اواسط دهه هفتاد خورشیدی مجادله ای در نشریات تخصصی کاریکاتور در گرفت که درآن تعدادی از کاریکاتوریست های جایزه بگیر، انگشت اتهام را به سمت تعداد محدودی از کاریکاتوریست های فعال و قدیمی نشانه رفتند که چرا این تعداد محدود و معدود، تاکنون شرکت در جشنواره های جهانی را حق انحصاری خود دانسته و مقررات و فرم این مسابقات را در اختیار دیگران قرار نمی دادند و نمی گذاشتند که دیگران نیز بخت خود را درعرصه جهانی مورد آزمایش و محک قرار دهند. در آن روزها، چند سالی بود که به لطف انتشار نشریه کیهان کاریکاتور، فرم و مقررات جشنواره های جهانی در اختیار همگان قرار می گرفت. هنوز دوم خرداد اتفاق نیفتاده بود و نشریات کمتر به کاریکاتور اهمیت می دادند و با اینکه برخی از روزنامه های کشور دارای ستون های مستقل کاریکاتور بودند، اما کاریکاتور از منزلت و جایگاه رسانه ای خود دور بود و در بیشتر اوقات برای تزئین صفحات و یا پر کردن فضای خالی مقالات استفاده می شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 8:6  توسط سید امیر سقراطی  | 

اثر :امیر سقراطی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 13:4  توسط سید امیر سقراطی  | 

اثر :علی هاشمی شهرکی

نوروز دگربار از راه می رسد و این روزگار نو، فرصت خوبی برای مهر ورزیدن است. مهلتی دوباره برای مهربان شدن است. گرما و نوری که در این روزهای نو شدن طبیعت وجود دارد یادمان می آورد که نوری باشیم مهربان و گرم و صمیمی بر قلب هایی که مهر و عشق را فراموش کرده اند و یا از آن بی نصیب بوده اند. به راستی کاریکاتورها، طرح ها و رنگ هایمان تا چه حد امید، عشق، شور و مهربانی را به دیگران هدیه می دهند؟

خیلی وقت ها باید از کشیدن کاریکاتور دست بر داریم و سر ها را بالا بگیریم و به اطراف با تمام حواس بنگریم، صدا ها را بشنویم و بوهای خوش را استشمام کنیم. نور و گرما را کشف کنیم و این زیبایی ها را منتشر کنیم. انتشار این مهر و پاکی و خوبی فقط در یک اثر هنری متجلی نمی شود، گاهی اوقات دامنه انتشار یک لبخند، یک صدای خوش، یک نگاه مهربان، یا یک جمله مثل دوستت دارم از هزار کاریکاتور، پوستر، نقاشی و... فراتر می رود. جهان پر از انرژی های مثبت و منفی است ، بر این انرژی های مثبت بیافزاییم و از وسعت گسترده انرژی های منفی بکاهیم.  گاهی این نور منم، پنجره ات را باز کن...

نوروز دگربار از راه می رسد، این فرصت خوب برای مهرورزیدن را از خود و دیگران دریغ نکنیم. جهان برای بهتر شدن نیاز به هنر دارد، ولی پیش از آن نیاز به هنرمندانی دارد که انسانیت را می شناسند و به مفاهیم عمیق انسانی احترام می گذارند و برای بهتر شدن این دنیا تلاشی مومنانه می کنند. برای دریافتن خوبی ها و درک زیبایی های زندگی گامی فراتر برداریم...گاهی این نور منم، پنجره ات را باز کن..

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 9:51  توسط سید امیر سقراطی  | 

ماه اسفند و پیشنهادی به نام جشن سالیانه کاریکاتور ایران

نوشته:سید امیر سقراطی چاپ شده در شماره یکصد وبیست مجله تندیس

سال ۱۳۸۶ آخرین روزهای خود را پشت سر می گذارد. در این آخرین روزها می اندیشم که کاریکاتور چه روزهایی را گذرانده است و چه کارهایی در این سال انجام شده و چه کارهایی می توانست انجام شود.

بزرگداشت کامبیز درم بخش در هنرستان تجسمی پسران از آخرین رخدادهای این رشته هنری در سال ۱۳۸۶ بود. فوت نیکول فریدنی و ژازه تباتبایی در روزهای بعد از برگزاری این بزرگداشت، این نهیب را به جامعه تجسمی ایران زد که کاش قدر فرصت ها را بدانیم و برای یاد کردن از بزرگان هنر این سرزمین، در زمانی که ایشان زنده اند کاری در خور انجام دهیم. گرچه ذکر این نکته هم ضروری به نظر می رسد که تجلیل های یک روزه و اهدای لوح تقدیرهای یک متری و نیم متری! و دادن چند سکه، شکل مناسب حمایت از هنرمند نیست، بلکه باید با دادن فضای هنری و امکانات مناسب در طی چند دهه، از هنرمندان کشور حمایت کرد؛ اما به هر حال همین تجلیل های یک روزه هم مغتنم و دلگرم کننده خواهد بود.

خوشبختانه در چند سال اخیر از پیشکسوتان هنر کاریکاتور تجلیل هایی به عمل آمده است. تعدد و تنوع سازمانها و نهادهای برگزار کننده این مراسم ها، نشان از اهمیت کاریکاتور در جامعه فرهنگی و رسانه ای ایران دارد. از اولین تجلیل هایی که بعد از انقلاب از کاریکاتوریست ها شده است باید از پنجمین جشنواره انجمن حافظان فرهنگ و هنر ایران در دی ماه ۱۳۷۲ نام برد که در این مراسم از احمد عربانی کاریکاتوریست نشریات توفیق و گل آقا تقدیر شد. علاوه بر عربانی، از ۹چهره سرشناس عرصه فرهنگ و هنر مانند مرنضی فرجیان( دبیر شورای نویسندگان گل آقا)، غلامحسین امیرخانی، عبدالوهاب شهیدی، محمود فرشچیان و ... نیز تجلیل به عمل آمد. (۱) از مراسم های تجلیل که در ذهن هنردوستان و کاریکاتوریست ها ماندگار شده است باید از هفتمین دوسالانه کاریکاتور تهران نام برد که در آبان ۱۳۸۴ برگزار شد و به سراغ دو هنرمند نامدار اما فراموش شده رفت. تجلیل از پیشکسوتان کاریکاتور در دوسالانه کاریکاتور تهران از همین دوسالانه آغاز شد که این کار بی ربط با سوژه اصلی دوسالانه یعنی سالمندان نبود. در خبرنامه شماره یک دوسالانه، خبر این اتفاق چنین آمده است: « قرار است بزرگداشتی برای استخوان خردکرده های کاریکاتور ایران گرفته شود. ایراندخت محصص و غلامعلی لطیفی دو نفر از بزرگ ترهای کاریکاتور ایران هستند. محصص با مقالات و کلاس هایش چیزهای زیادی به کاریکاتور ایران یاد داده و غلامعلی لطیفی هم موهایش را با کاریکاتور مطبوعاتی سفید کرده است ». (۲) در روزهای ۲۵ و ۲۶ آبان ۱۳۸۴ مراسم بزرگداشت این دو استاد پیشکسوت برگزار شد و در این دو روز که با سخنرانی کاریکاتوریست های ایرانی همراه بود این امیدواری به وجود آمد که در هر دوره دوسالانه از دو چهره پیشکسوت هنر کاریکاتور تجلیل شود.

همچنین دبیرخانه شورای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت نیز در دومین همایش تجلیل از فجرآفرینان عاشورایی در ۲۹ بهمن ۱۳۸۵ از جواد علیزاده در بخش حماسه سرایان عاشورایی تجلیل کرد. در ویژه نامه همایش با نام « تبار پیروزی» علت این تجلیل چنین شرح داده شده است: « علیزاده فعالیت های سیاسی خویش را سالهای قبل از انقلاب و با آشنایی با نهضت امام خمینی (ره) آغاز کرد و با درج کاریکاتورهایی از وضع نابسامان اجتماعی دوران پهلوی بارها و بارها رژیم گذشته را به خشم آورد.او با استفاده از اسلحه قلم و هنر طنز تصویری رسالت انقلابی خویش را انجام داد و در سالهای پس از انقلاب نیز به هنر خویش ادامه داد». (۳)

در ۱۵ آذر ۱۳۸۶ هم فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی در مراسم اختتامیه هشتمین دوسالانه کاریکاتور تهران از محمد رفیع ضیایی کاریکاتوریست و پژوهشگر و بهمن عبدی کاریکاتوریست نشریات فکاهی قبل و بعد از انقلاب تقدیر کرد.فرهنگستان هنر انگیزه این تجلیل را تقدیر از دو هنرمند به پاس حضور موثر در عرصه کاریکاتور ایران اعلام کرده بود.

برگزاری چنین مراسم های بزرگداشت و تجلیل برای کاریکاتور ایران مایه دلگرمی و خوشنودی است، اما ای کاش برنامه ریزی های کلان و درازمدت در سطح جامعه کاریکاتور ایران وجود داشت که در انتهای هر سال از یک پیشکسوت کاریکاتور تقدیر می شد. این کار می تواند در مراسمی به نام « جشن سالیانه کاریکاتور ایران» اتفاق بیفتد. در این جشن علاوه بر تقدیر از پیشکسوتان می توانیم از هنرمندان جوان این رشته در بخش های مختلف کاریکاتور نیز تقدیر کنیم. زیرا فعالیتهای متنوعی در طول سال در حال انجام است که بسیاری از این کارها توسط جوانان در تهران و شهرستان ها انجام می شود. از آنجا که ما پایتخت کاریکاتور دنیا! هستیم می توانیم برای عمران و آبادانی این پایتخت هم که شده کارهایی انجام بدهیم. البته ما ایرانی ها ندید بدید نیستیم و از این پایتخت ها داشته ایم! همین اصفهان خودمان، پایتخت فرهنگی جهان اسلام، نمونه روشن آن است. صد البته اگر برج جهان نما و ساختن مترو، به ساحت فرهنگی آن خدشه وارد می کند، ولی پایتخت فرهنگی جهان اسلام که هست! به هر حال اگر کاریکاتوریست های ما از راه کاریکاتور درآمدی ندارند ولی در عوض پایتخت کاریکاتور دنیا مال ما که هست! پس حالا که کلید شهرداری این پایتخت در دست ماست می توانیم فقط به جریانی به نام دوسالانه کاریکاتور دل نبندیم و منتظر سال ۱۳۸۷و برگزاری نهمین دوسالانه نباشیم.

هشتمین دوسالانه با تمام ضعف و قوت هایش و با تمام حواشی و متنش به تاریخ هنر ایران پیوسته است. اکنون باید با تمام جدیت به فکر برنامه ریزی و اجرای فعالیت ها در سال ۱۳۸۷باشیم. «جشن سالیانه کاریکاتور ایران» می تواند یکی از همین فعالیت ها باشد.این که چه نهاد و یا سازمانی متولی برگزاری چنین جشنی می تواند باشد برای نگارنده نیز جای سئوال است! انجمن ها و گروه های کاریکاتور فراوانی در سراسر ایران وجود دارد که در حال برنامه ریزی برای فعالیت های کاریکاتور شهر و استان خود هستند اما کاریکاتور ایران از داشتن انجمن و یا نهادی صنفی، مستقل و فراگیر با نام انجمن کاریکاتوریست های ایران بی نصیب مانده است. برگزاری نمایشگاه های فردی و گروهی و برپایی جلسات نقد و بررسی و راه اندازی مسابقات استانی در شهرستان ها این خیال را در ذهن کاریکاتوریست های شهرستانی پرورانده که در تهران چه خبرها هست و چه فعالیت های کلان و سترگی در حال اجراست! اینان می اندیشند که تهران نبض تپنده کاریکاتور ایران بوده و ساکنان این شهر هر روز شاهد یک اتفاق هنری در عرصه کاریکاتور هستند. حباب خیال این جماعت خوشدل زمانی می ترکد که درمی یابند مهمترین هنرمندان شناخته شده این رشته هنری نه تنها از راهی جز کاریکاتور کسب درآمد می کنند، بلکه از بسیاری از اتفاقات ریز و درشت و کم اهمیت و پراهمیت آن نیز بی اطلاع هستند. آنجا که کاریکاتور تبدیل به ابزاری برای سرگرمی شده و یا برنامه ریزی های کاریکاتور فقط محدود به برگزاری نمایشگاه های انفرادی و گروهی با بازدیدکننده حداکثر ۵۰ نفر می شود، باید به این هنرمندان پایتخت نشین حق داد که از این دور تکرار بیهوده گریزی بزنندو به ئخلق اثر خود مشغول باشند.

تصمیم گیری های فردی و جشنواره هایی که فقط با حضور افرادی مشخص و ثابت در هر دوره برگزار می شوند، باعث دلزده گی بسیاری از جماعت  کاریکاتوریست شده است. پس بیراه نیست که بگوییم این دلزده گی و آن تصمیم های فردی، کاریکاتور ایران را از یک حرکت جمعی و یا تیمی و پژوهشی محروم کرده است. جامعه کاریکاتور ایران تا چه حد معتقد به یک کار تیمی، تحقیقی و یا پژوهشی  بوده و یا هست؟ هر کدام از ما کاریکاتوریست ها با مشقت و دشواری در کاریکاتور مطبوعاتی، نمایشگاهی و یا جشنواره ای به جایگاهی رسیده و آن را جایگاه حق می داند. کسی که کاریکاتور مطبوعاتی می کشد کاریکاتور فکاهی را به رسمیت نمی شناسد یا کم اهمیت می داند. آن یکی که کاریکاتور جشنواره ای کار می کند با اثر نمایشگاهی که در گالری به فروش می رود ارتباطی برقرار نمی کند، بتابراین آن را فاقد ارزش می داند. به همین دلیل است که وقتی بحثی پژوهشی و یا نوشتاری محققانه برای رسیدن به یک اجماع و نظر کلی در حیطه کاریکاتور مطرح می شودهمگی موضع می گیرند و به اصل مطلب توجهی نمی کنند، بلکه هر کسی نگران موقعیت خویش است و جایگاه خودش را در کاریکاتور ایران بیان می کند. اما اگر کار گروهی در حیطه آموزشی و پژوهشی در کاریکاتور صورت بگیرد و موانع، مشکلات و پیچیدگی های عملی و نظری این رشته بررسی شود تعریف مشخصی از آسیب شناسی این هنر به دست می آید. متاسفانه تجربه نشان داده که کاریکاتوریست ها چندان اهل مباحثه و نظرسنجی های اینچنینی نیستند و نهایت همکاری و تعامل هنرمندان این هنر در حد شرکت در برگزاری یک دوسالانه، داوری یک جشنواره و یا شرکت در یک مصاحبه برای رفع و یا تائید یک ماجرا است.

اگر کاریکاتوریست های ایران، فارغ از پایبندی به جریانات سیاسی که به آن وابسته هستند، با اندکی تامل، تحمل و سعه صدر به آینده کاریکاتور بیاندیشند، بر درستی این گفتار صحه خواهند گذاشت که راه رشد کاریکاتور ایران در تعامل، گفت و گو و انجام فعالیت های جمعی، پژوهشی و تحقیقی است. شاید جشنی به نام جشن سالیانه کاریکاتور ایران که می تواند در ماه اسفند هر سال برگزار شود، گام آغازین این جریان خردمندانه، پژوهشی و جمعی باشد و به همه ما کمک کند که نقد پذیر باشیم و یاد بگیریم که منافع کاریکاتور بر منافع شخصی و یا سیاسی ما ارجحیت دارد.

موضوعات پیشنهادی برای این جشن پیشنهادی می تواند موارد زیر باشد:

انتخاب کتاب سال کاریکاتور، انتخاب کتاب سال در رشته پژوهش کاریکاتور، بهترین وبلاگ شخصی و یا گروهی، بهترین سایت اینترنتی کاریکاتور، بهترین نشریه طنز، فعال ترین گروه کاریکاتور شهرستانی ویا تهرانی، انتخاب بهترین منتقد هنری در رشته کاریکاتور، انتخاب کاریکاتوریست برتر سال، انتخاب بهترین کاریکاتوریست مطبوعاتی سال، انتخاب بهترین کاریکاتور که در جشنواره های جهانی جایزه دریافت کرده است، انتخاب مطلب برتر پژوهشی منتشر شده در مطبوعات، سایت ها و یا وبلاگ های کاریکاتور ایران، انتخاب نشریه برتر فرهنگی یا سیاسی برای حمایت از جریان کاریکاتور در طی سال و ... .

 

پی نوشت:

(۱)                سالنامه گل آقا ۱۳۷۲، سال سوم، گزارش تجلیل از طنزپردازان، صفحه ۱۱۷

(۲)                تصویر خیال، نشریه هفتمین دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران، شماره ۱ ، آبان ۱۳۸۴ ، صفحه ۶

(۳)                تبار پیروزی،  ویژه نامه معرفی فجرآفرینان عاشورایی،  صفحات ۶۲ و ۶۳ ، ناشر: دبیرخانه شورای فرهنگ ایثار و شجاعت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:2  توسط سید امیر سقراطی  |