ماه اسفند و پیشنهادی به نام جشن سالیانه کاریکاتور ایران
نوشته:سید امیر سقراطی چاپ شده در شماره یکصد وبیست مجله تندیس
سال ۱۳۸۶ آخرین روزهای خود را پشت سر می گذارد. در این آخرین روزها می اندیشم که کاریکاتور چه روزهایی را گذرانده است و چه کارهایی در این سال انجام شده و چه کارهایی می توانست انجام شود.
بزرگداشت کامبیز درم بخش در هنرستان تجسمی پسران از آخرین رخدادهای این رشته هنری در سال ۱۳۸۶ بود. فوت نیکول فریدنی و ژازه تباتبایی در روزهای بعد از برگزاری این بزرگداشت، این نهیب را به جامعه تجسمی ایران زد که کاش قدر فرصت ها را بدانیم و برای یاد کردن از بزرگان هنر این سرزمین، در زمانی که ایشان زنده اند کاری در خور انجام دهیم. گرچه ذکر این نکته هم ضروری به نظر می رسد که تجلیل های یک روزه و اهدای لوح تقدیرهای یک متری و نیم متری! و دادن چند سکه، شکل مناسب حمایت از هنرمند نیست، بلکه باید با دادن فضای هنری و امکانات مناسب در طی چند دهه، از هنرمندان کشور حمایت کرد؛ اما به هر حال همین تجلیل های یک روزه هم مغتنم و دلگرم کننده خواهد بود.
خوشبختانه در چند سال اخیر از پیشکسوتان هنر کاریکاتور تجلیل هایی به عمل آمده است. تعدد و تنوع سازمانها و نهادهای برگزار کننده این مراسم ها، نشان از اهمیت کاریکاتور در جامعه فرهنگی و رسانه ای ایران دارد. از اولین تجلیل هایی که بعد از انقلاب از کاریکاتوریست ها شده است باید از پنجمین جشنواره انجمن حافظان فرهنگ و هنر ایران در دی ماه ۱۳۷۲ نام برد که در این مراسم از احمد عربانی کاریکاتوریست نشریات توفیق و گل آقا تقدیر شد. علاوه بر عربانی، از ۹چهره سرشناس عرصه فرهنگ و هنر مانند مرنضی فرجیان( دبیر شورای نویسندگان گل آقا)، غلامحسین امیرخانی، عبدالوهاب شهیدی، محمود فرشچیان و ... نیز تجلیل به عمل آمد. (۱) از مراسم های تجلیل که در ذهن هنردوستان و کاریکاتوریست ها ماندگار شده است باید از هفتمین دوسالانه کاریکاتور تهران نام برد که در آبان ۱۳۸۴ برگزار شد و به سراغ دو هنرمند نامدار اما فراموش شده رفت. تجلیل از پیشکسوتان کاریکاتور در دوسالانه کاریکاتور تهران از همین دوسالانه آغاز شد که این کار بی ربط با سوژه اصلی دوسالانه یعنی سالمندان نبود. در خبرنامه شماره یک دوسالانه، خبر این اتفاق چنین آمده است: « قرار است بزرگداشتی برای استخوان خردکرده های کاریکاتور ایران گرفته شود. ایراندخت محصص و غلامعلی لطیفی دو نفر از بزرگ ترهای کاریکاتور ایران هستند. محصص با مقالات و کلاس هایش چیزهای زیادی به کاریکاتور ایران یاد داده و غلامعلی لطیفی هم موهایش را با کاریکاتور مطبوعاتی سفید کرده است ». (۲) در روزهای ۲۵ و ۲۶ آبان ۱۳۸۴ مراسم بزرگداشت این دو استاد پیشکسوت برگزار شد و در این دو روز که با سخنرانی کاریکاتوریست های ایرانی همراه بود این امیدواری به وجود آمد که در هر دوره دوسالانه از دو چهره پیشکسوت هنر کاریکاتور تجلیل شود.
همچنین دبیرخانه شورای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت نیز در دومین همایش تجلیل از فجرآفرینان عاشورایی در ۲۹ بهمن ۱۳۸۵ از جواد علیزاده در بخش حماسه سرایان عاشورایی تجلیل کرد. در ویژه نامه همایش با نام « تبار پیروزی» علت این تجلیل چنین شرح داده شده است: « علیزاده فعالیت های سیاسی خویش را سالهای قبل از انقلاب و با آشنایی با نهضت امام خمینی (ره) آغاز کرد و با درج کاریکاتورهایی از وضع نابسامان اجتماعی دوران پهلوی بارها و بارها رژیم گذشته را به خشم آورد.او با استفاده از اسلحه قلم و هنر طنز تصویری رسالت انقلابی خویش را انجام داد و در سالهای پس از انقلاب نیز به هنر خویش ادامه داد». (۳)
در ۱۵ آذر ۱۳۸۶ هم فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی در مراسم اختتامیه هشتمین دوسالانه کاریکاتور تهران از محمد رفیع ضیایی کاریکاتوریست و پژوهشگر و بهمن عبدی کاریکاتوریست نشریات فکاهی قبل و بعد از انقلاب تقدیر کرد.فرهنگستان هنر انگیزه این تجلیل را تقدیر از دو هنرمند به پاس حضور موثر در عرصه کاریکاتور ایران اعلام کرده بود.
برگزاری چنین مراسم های بزرگداشت و تجلیل برای کاریکاتور ایران مایه دلگرمی و خوشنودی است، اما ای کاش برنامه ریزی های کلان و درازمدت در سطح جامعه کاریکاتور ایران وجود داشت که در انتهای هر سال از یک پیشکسوت کاریکاتور تقدیر می شد. این کار می تواند در مراسمی به نام « جشن سالیانه کاریکاتور ایران» اتفاق بیفتد. در این جشن علاوه بر تقدیر از پیشکسوتان می توانیم از هنرمندان جوان این رشته در بخش های مختلف کاریکاتور نیز تقدیر کنیم. زیرا فعالیتهای متنوعی در طول سال در حال انجام است که بسیاری از این کارها توسط جوانان در تهران و شهرستان ها انجام می شود. از آنجا که ما پایتخت کاریکاتور دنیا! هستیم می توانیم برای عمران و آبادانی این پایتخت هم که شده کارهایی انجام بدهیم. البته ما ایرانی ها ندید بدید نیستیم و از این پایتخت ها داشته ایم! همین اصفهان خودمان، پایتخت فرهنگی جهان اسلام، نمونه روشن آن است. صد البته اگر برج جهان نما و ساختن مترو، به ساحت فرهنگی آن خدشه وارد می کند، ولی پایتخت فرهنگی جهان اسلام که هست! به هر حال اگر کاریکاتوریست های ما از راه کاریکاتور درآمدی ندارند ولی در عوض پایتخت کاریکاتور دنیا مال ما که هست! پس حالا که کلید شهرداری این پایتخت در دست ماست می توانیم فقط به جریانی به نام دوسالانه کاریکاتور دل نبندیم و منتظر سال ۱۳۸۷و برگزاری نهمین دوسالانه نباشیم.
هشتمین دوسالانه با تمام ضعف و قوت هایش و با تمام حواشی و متنش به تاریخ هنر ایران پیوسته است. اکنون باید با تمام جدیت به فکر برنامه ریزی و اجرای فعالیت ها در سال ۱۳۸۷باشیم. «جشن سالیانه کاریکاتور ایران» می تواند یکی از همین فعالیت ها باشد.این که چه نهاد و یا سازمانی متولی برگزاری چنین جشنی می تواند باشد برای نگارنده نیز جای سئوال است! انجمن ها و گروه های کاریکاتور فراوانی در سراسر ایران وجود دارد که در حال برنامه ریزی برای فعالیت های کاریکاتور شهر و استان خود هستند اما کاریکاتور ایران از داشتن انجمن و یا نهادی صنفی، مستقل و فراگیر با نام انجمن کاریکاتوریست های ایران بی نصیب مانده است. برگزاری نمایشگاه های فردی و گروهی و برپایی جلسات نقد و بررسی و راه اندازی مسابقات استانی در شهرستان ها این خیال را در ذهن کاریکاتوریست های شهرستانی پرورانده که در تهران چه خبرها هست و چه فعالیت های کلان و سترگی در حال اجراست! اینان می اندیشند که تهران نبض تپنده کاریکاتور ایران بوده و ساکنان این شهر هر روز شاهد یک اتفاق هنری در عرصه کاریکاتور هستند. حباب خیال این جماعت خوشدل زمانی می ترکد که درمی یابند مهمترین هنرمندان شناخته شده این رشته هنری نه تنها از راهی جز کاریکاتور کسب درآمد می کنند، بلکه از بسیاری از اتفاقات ریز و درشت و کم اهمیت و پراهمیت آن نیز بی اطلاع هستند. آنجا که کاریکاتور تبدیل به ابزاری برای سرگرمی شده و یا برنامه ریزی های کاریکاتور فقط محدود به برگزاری نمایشگاه های انفرادی و گروهی با بازدیدکننده حداکثر ۵۰ نفر می شود، باید به این هنرمندان پایتخت نشین حق داد که از این دور تکرار بیهوده گریزی بزنندو به ئخلق اثر خود مشغول باشند.
تصمیم گیری های فردی و جشنواره هایی که فقط با حضور افرادی مشخص و ثابت در هر دوره برگزار می شوند، باعث دلزده گی بسیاری از جماعت کاریکاتوریست شده است. پس بیراه نیست که بگوییم این دلزده گی و آن تصمیم های فردی، کاریکاتور ایران را از یک حرکت جمعی و یا تیمی و پژوهشی محروم کرده است. جامعه کاریکاتور ایران تا چه حد معتقد به یک کار تیمی، تحقیقی و یا پژوهشی بوده و یا هست؟ هر کدام از ما کاریکاتوریست ها با مشقت و دشواری در کاریکاتور مطبوعاتی، نمایشگاهی و یا جشنواره ای به جایگاهی رسیده و آن را جایگاه حق می داند. کسی که کاریکاتور مطبوعاتی می کشد کاریکاتور فکاهی را به رسمیت نمی شناسد یا کم اهمیت می داند. آن یکی که کاریکاتور جشنواره ای کار می کند با اثر نمایشگاهی که در گالری به فروش می رود ارتباطی برقرار نمی کند، بتابراین آن را فاقد ارزش می داند. به همین دلیل است که وقتی بحثی پژوهشی و یا نوشتاری محققانه برای رسیدن به یک اجماع و نظر کلی در حیطه کاریکاتور مطرح می شودهمگی موضع می گیرند و به اصل مطلب توجهی نمی کنند، بلکه هر کسی نگران موقعیت خویش است و جایگاه خودش را در کاریکاتور ایران بیان می کند. اما اگر کار گروهی در حیطه آموزشی و پژوهشی در کاریکاتور صورت بگیرد و موانع، مشکلات و پیچیدگی های عملی و نظری این رشته بررسی شود تعریف مشخصی از آسیب شناسی این هنر به دست می آید. متاسفانه تجربه نشان داده که کاریکاتوریست ها چندان اهل مباحثه و نظرسنجی های اینچنینی نیستند و نهایت همکاری و تعامل هنرمندان این هنر در حد شرکت در برگزاری یک دوسالانه، داوری یک جشنواره و یا شرکت در یک مصاحبه برای رفع و یا تائید یک ماجرا است.
اگر کاریکاتوریست های ایران، فارغ از پایبندی به جریانات سیاسی که به آن وابسته هستند، با اندکی تامل، تحمل و سعه صدر به آینده کاریکاتور بیاندیشند، بر درستی این گفتار صحه خواهند گذاشت که راه رشد کاریکاتور ایران در تعامل، گفت و گو و انجام فعالیت های جمعی، پژوهشی و تحقیقی است. شاید جشنی به نام جشن سالیانه کاریکاتور ایران که می تواند در ماه اسفند هر سال برگزار شود، گام آغازین این جریان خردمندانه، پژوهشی و جمعی باشد و به همه ما کمک کند که نقد پذیر باشیم و یاد بگیریم که منافع کاریکاتور بر منافع شخصی و یا سیاسی ما ارجحیت دارد.
موضوعات پیشنهادی برای این جشن پیشنهادی می تواند موارد زیر باشد:
انتخاب کتاب سال کاریکاتور، انتخاب کتاب سال در رشته پژوهش کاریکاتور، بهترین وبلاگ شخصی و یا گروهی، بهترین سایت اینترنتی کاریکاتور، بهترین نشریه طنز، فعال ترین گروه کاریکاتور شهرستانی ویا تهرانی، انتخاب بهترین منتقد هنری در رشته کاریکاتور، انتخاب کاریکاتوریست برتر سال، انتخاب بهترین کاریکاتوریست مطبوعاتی سال، انتخاب بهترین کاریکاتور که در جشنواره های جهانی جایزه دریافت کرده است، انتخاب مطلب برتر پژوهشی منتشر شده در مطبوعات، سایت ها و یا وبلاگ های کاریکاتور ایران، انتخاب نشریه برتر فرهنگی یا سیاسی برای حمایت از جریان کاریکاتور در طی سال و ... .
پی نوشت:
(۱) سالنامه گل آقا ۱۳۷۲، سال سوم، گزارش تجلیل از طنزپردازان، صفحه ۱۱۷
(۲) تصویر خیال، نشریه هفتمین دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران، شماره ۱ ، آبان ۱۳۸۴ ، صفحه ۶
(۳) تبار پیروزی، ویژه نامه معرفی فجرآفرینان عاشورایی، صفحات ۶۲ و ۶۳ ، ناشر: دبیرخانه شورای فرهنگ ایثار و شجاعت