تبليغاتX
CARTOONES

CARTOONES

کارتون اس یا کارتونس (به لهجه غلیظ اصفهانی خوانده شود )

 

نطق قبل از نکته !: غیر منصفانه است اگر قبل از هر چیز از همه زحمات بی وقفه مسعود شجاعی طباطبایی و عباس قاضی زاهدی در فعالیت طاقت فرسای جذب بودجه و تولید و چاپ مجله ایران کارتون با کمترین امکانات و نیرو و ارسال آن برای کلیه کارتونیستها به طور رایگان ، تقدیر و تشکر نکنم

 

نکته اول: فکر می کنم بهتر است برای بررسی منطقی یک مطلب ، تمام جنبه هاو زوایای آن بررسی نماییم به نظر من این یادداشت به نکات بسیار مهمی از قبیل مشکلات صنفی و رفاهی کارتونیست ها – بی توجهی گالری دارها به هنر کاریکاتور و کارتون – مشکلات کارتونیستها برای چاپ کتاب –جشنواره زدگی و اصالت بردن جایزه-  کپی کاری های متعدد در فضای کارتون کشور و آبرو ریزی های متعدددر عرصه بین المللی – ترویج تکنیک گرایی مطلق و.... اشاره دارد که هرچند در بعضی مواقع در انتقاد،تندروی شده است اما بسیار قابل تامل است بریدن یک گوشه از مقاله و پرداختن به آن منجر به بی توجهی به بقیه نکات خواهد شد

 

نکته دوم : معتقدم شالوده طنز و به تبع کارتون ازشک و تردید نسبت به همه چیز شکل می گیرد ونگاه طنز آلود همواره با تردید و تامل همراه است من نسبت به همه چیز حتی آنچه خودم می گویم یا به دفاع از آن می پردازم تردید دارم و حرفم را و خودم را حق مطلق نمی انگارم پس تعصب ندارم و عصبانی نمی شوم حسد وانتقاد را همپایه قرار نمی دهم و منتقدینم را کوتاه قد نمی دانم و حرفهایشان را کودکانه و غیر منصفانه و زرد !و بدخواهانه نمی بینم از چالش و نقد و مباحثه برای ترقی و بالندگی خودم و دوستانم استقبال می کنم ......بقیه نکات را در ادامه مطلب بخوانید.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 23:29  توسط امین مویدی  | 

مسعود شجاعی طباطبایی را دوست دارم به خاطر همه تلاش و تاثیرگذاری اش در عرصه کارتون و کاریکاتور ، به خاطر کیهان کاریکاتور، ایران کارتون ، دوسالانه بزرگ کاریکاتور تهران ، خانه کاریکاتور و...و به خاطر صداقتش و به خاطر اینکه در فضای کاریکاتور و کارتون به دنبال نان و نام ومقام نیست یا حتی اگر باشد به هر قیمتی نیست و مهمتر از همه مرید پرور و ریاست طلب ومتوهم نیست

هادی حیدری را دوست دارم به خاطر هادی تونز ، پرشین کارتون ، تلاش برای جاانداختن و تداوم ستون کاریکاتور در عرصه مطبوعات و روزنامه های  مختلف ، به خاطر کارتون ژورنالیستی  و به خاطر صداقتش و به خاطر اینکه در فضای کاریکاتور و کارتون به دنبال نان و نام ومقام نیست یا حتی اگر باشد به هر قیمتی نیست و مهمتر از همه مرید پرور و ریاست طلب ومتوهم نیست

اینکه هادی و مسعود با هم اختلاف سلیقه دارند و اینکه خط فکری و سیاسی شان با هم متفاوت است مهم نیست . مهم این است که رابطه این دو بعد از ماجرای مسابقه هولوکاست و هشتمین دوسالانه کاریکاتور آن چنان شکرآب شده بود که یکدیگر را بایکوت خبری کرده بودند و باقی ماجرا.....

در این میان ،شارلاتانهای هنری هم سوء استفاده مبسوطی از این فضای اختلاف و چند دستگی کرده اند که همه می دانند .

از مدتها قبل ، خیلی ها که با هر دو طرف حشر ونشر داشته اند تلاش کردند که به نحوی به دلگیری های متقابل دو گروه خاتمه دهند اما نشد ! تا چند روز گذشته ، بالاخره با پی گیری طرفین برای حل مشکل وگفتگو ،جلسه ای در محل خانه کاریکاتور تشکیل شد و مفتخرم که به تعبیر مسعود و هادی ، به عنوان امین ! طرفین در جلسه حضور داشتم

جلسه خوبی بود ... هنوز هم از ته دل خوشحالم و وقتی دلیلش را می کاوم به جلسه آشتی کنان می رسم هر دو طرف در نهایت متانت و سعه صدر همه حرفهایشان رازدند و گفتگوی معقول و منطقی و دوستانه و عاری از بغض و غرض ورزی مثل همیشه به نتیجه رسید

پیشنهاد می کنم گزارش کامل این جلسه را بخوانید فرقی نمی کندبه کدام سایت مراجعه کنید! اما اگر به هردو سر بزنید قطعا خیلی بهتر است 

 

برای دیدن گزارش در پرشین کارتون اینجا را کلیک کنید

 

برای دیدن گزارش در ایران کارتون اینجا را کلیک کنید 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 14:21  توسط امین مویدی  | 

اثر : امین مویدی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 7:29  توسط امین مویدی  | 

پنجشنبه ساعت چهار بعداز ظهر، جشن کوچکی در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران به مناسبت پنجمین سالگرد تولد سایت پرشین کارتون برگزار شد در این مراسم چهره های مختلف هنری و حتی سیاسی با سلایق مختلف را میشد دید .

در این مراسم آقایان جواد علیزاده – جواد مجابی – رحیم خانی – بهرام عظیمی و من در رابطه با مباحث مختلف سخرانی نمودیم ! در ضمن پیام زیبا و تامل برانگیز مانا نیستانی هم توسط حسین صافی خوانده شد .علاوه بر این ، انیمیشن های کوتاهی از استاد کامبیز درمبخش – احمد عربانی – بزرگمهر حسین پور – جمال رحمتی و بهرام عظیمی پخش شد

با توجه به طولانی شدن برنامه ، احساس کردم اگر بخواهم همه حرفهایی را که از قبل آماده کرده بودم بزنم منجر به اعتراض وشاید عکس العمل فیزیکی میزبان و میهمان خواهد شد! لذا احترام خودم را نگه داشتم و پیشنهاد کردم که صحبتم را هرچند ممکن است به درستی ادا نشود خلاصه کنم هر کس دلش خواست برود مطلب کامل را در وبلا گم بخواند و همه هم استقبال کردند! تازه بعد از صحبت دو دقیقه ای من بزرگمهر حسین پور گفت چقدر حرف می زنی ای کاش خلاصه اش می کردی!

گزارش کامل این مراسم را در سایت پرشبن کارتون بخوانید

متن کامل سخنرانی مرا هم در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 22:16  توسط امین مویدی  | 

تمام اتفاقاتی که در پی می آید، واقعی هستند.

 

داخلی. روز. موزه انجمن آسیا. نیویورک.

دوربین از کنار بینندگان آثار اردشیر محصص می گذرد .محصص در افتتاحیه بزرگ ترین نمایشگاه آثارش حضور ندارد، اما بسیاری از دور و نزدیک آمده اند تا صد اثر از او را بر دیوار نمایشگاه ببینند. یک نفر رو به دوربین می گوید: محصص را می توان با فرانسیسکو گویا مقایسه کرد و از این نظر او بی همتاست.

 

داخلی.روز. اداره کتاب وزارت ارشاد اسلامی. تهران.

دوربین به همراه کاریکاتوریست جوان، پله های اداره کتاب را طی می کند. کاریکاتوریست از راهروی طبقه دوم اداره کتاب، داخل اتاق پاسخگویی به صدور مجوز می شود. کاریکاتوریست: سلام خانم! مجوز کتابم صادر شده؟ کارمند: خیر، هنوز صادر نشده. کاریکاتوریست: آخر چرا؟ شش ماه از تحویل کتابم می گذره. کارمند: در بخش کاریکاتور، کارشناس برای بررسی کتاب های کاریکاتور نداریم. نمای نزدیک از چهره کاریکاتوریست، قطع به چهره مراجعه کننده ای که برگه مجوز پیش از انتشار را کامل می کند.

 

داخلی.روز یا شب ( چه فرقی می کند! ). در منزل کاریکاتوریست معروف و متواضع. فولادشهر.

در منزل کاریکاتوریست معروف و متواضع، تلفن زنگ می زند. کاریکاتوریست معروف و متواضع گوشی را بر می دارد. جوان جویای نام، که دبیر مسابقه شده است، از آن سوی خط، در حالی که دستش را زیر چانه زده و مداد را لای دو انگشتش گرفته، تمرین می کند چه جور ژست هنری بگیرد. می گوید: ما می خواهیم در شهرمان جشنواره برگزار کنیم. شما هم داور ما بشوید تا اعتبارمان بالا برود، چون شما خیلی جایزه گرفته اید. دوربین از چانه کاریکاتوریست جویای نام قطع و به تصویر کاریکاتوریست معروف و متواضع ختم می شود که می گوید: خیلی ها هستند که یک جایزه جهانی هم نگرفته اند، ولی اعتبار زیادی دارند.

داخلی.روز. نمایشگاه بین المللی کتاب. تهران.

دوربین از سقف شبستان مصلای تهران به پایین می رود ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:12  توسط سید امیر سقراطی  | 

اثر:امین مویدی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 7:20  توسط امین مویدی  | 

اثر: امیر سقراطی

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 0:19  توسط سید امیر سقراطی  | 

اثر :امین مویدی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 0:28  توسط امین مویدی  | 

                                                                   

                 

                                   (کاملا مشخص است که عکس جنبه تزیینی دارد! )

 

چندی پیش شهروز نظری از من خواست که برای پرونده "جشنواره " دو هفته نامه تندیس از معایب و محاسن جشنواره های کاریکاتور بگویم یادداشت زیر در سه قسمت فرایند - معایب - محاسن تنظیم شده بود که دو قسمت آخر (معایب و محاسن ) در تندیس شماره ۱۲۵ چاپ شد.

 

این روزها آمار برگزاری جشنواره های معتبر و غیر معتبر در سراسر دنیا رو به تزاید است شاید جشنواره معتبر و تاثیر گذاری چون یومیوری شیمبون تعطیل شود اما در کنارش جشنواره های متعدد خلق الساعه ایجاد شده است که با موضوعات مختلف،  مسابقه برگزار می کنند.

 در این میان ، ایران هم از این قافله عقب نمانده و کمیت جشنواره های برگزار شده در کشورمان ، با توجه به اقبال نهادهای خصوصی و دولتی ، قابل توجه است .

در این مقاله، سعی شده بی طرفانه فرآیندو معایب و محاسن برگزاری جشنواره های کارتون و کاریکاتور مورد بررسی قرار گیرد و تحلیل نتایج به مخاطبان واگذارده شود 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 1:8  توسط امین مویدی  | 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 23:19  توسط سید امیر سقراطی  | 



« اردشیر به زیبایی کالای خود را عرضه می کند؛ کتاب هایی نفیس که گاهی با بیش از یک مقدمه و اکثراً به دو زبان منتشر شدند نشان از توجه هنرمند به بازارهای کار در خارج از ایران دارد. چاپ یکی از طرح‌های پیکاسو بر روی جلد "شناختنامه اردشیر"، این ظن را قوت می بخشد که پیکاسو برای اردشیر طرحی کشیده است؛ اردشیر در هیچ جای کتاب تکلیف این طرح را روشن نمی کند و اجازه می دهد تا شایعه پا بگیرد. درباره این طرح و احتمال اردشیر بودن آن با جواد مجابی صحبت کرده ام و او قویاً این احتمال را تکذیب می کند. با منطق هم جور نمی آید، وقتی صدها هنرمند و نقاش و کاریکاتوریست مهم مثل استاین برگ، توپر و... با پیکاسو معاصر بوده اند و او طرحی از هیچ کدام نساخته به کدام دلیل باید اردشیر را در اولویت قرار داده باشد؟ آن هم وقتی که هیچ سندی از مکاتبه یا دیدار آن ها وجود ندارد و می دانیم که اردشیر چه دقتی در حفظ و نگهداری از این قبیل اسناد دارد.
... محصص بزرگ است و دینی بزرگتر بر گردن ما دارد، در برابر او با خضوع خواهیم ایستاد اما بدعت بدی است اگر بخواهیم همه همان چیزی را در او ببینند که ما می پسندیم. »1

1 . بخشي از مطلب " آن وقت ها که اردشیر فقط یکی بود " نوشته توكا نيستاني

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 4:3  توسط امین مویدی  | 

عکس جدید محصص از پرشین کارتون

«این روزها» چندان حوصله نوشتن ندارم وبیشتر نقاشی می کشم. رنگ و قلم مو و کاردک حس و حالی متفاوت با راپید و خودنویس و جوهر فشنگی دارند وبدیهی است که برای انتقال حس و مفاهیمی متفاوت، ابزار بهتری هستند. اما در «این روزها» و پس از چاپ شدن دو کتاب از آثارم، ترجیح می دهم که تا مدتی به دنبال سوژه و انتقال پیام و مسایلی از این دست نباشم و فقط به فکر هم نشینی رنگ، بافت و فرم باشم و دیگر هیچ. (چه ایرادی دارد؟) اما از شما چه پنهان «این روزها» به سفارش یک ناشر فرهیخته و فرهنگ دوست قرار است  بر روی دو کتاب پژوهشی در زمینه هنرهای تجسمی و به خصوص کاریکاتور کار کنم که این دو کتاب چند ماه وقت، انرژی و هزینه خواهد برد و من در پی یافتن توانی برای رفع بی حوصلگی هستم تا بتوانم علاوه بر نوشتن آن دو کتاب، نوشتن مقالات دوهفته نامه تندیس و فصلنامه خط خطی را هم به سرانجام برسانم. سید امین مویدی مدیر مسئول، صاحب امتیاز واز همه مهمتر رئیس بزرگ وبلاگ فخیم کارتونس، علاوه بر پیگیری مقالات جریده شریفه خط خطی از طرق اس ام اس، تلفن و ابزار ارتباطی دیگر! یک خط درمیان می پرسد که : «پس مطلب برای وبلاگ کارتونس چی شد؟»

باز هم از شما چه پنهان که «این روزها»  که طول و عرض اتاقم را طی می کنم، دائم نگاهم روی قاب عکسی سر می خورد که صاحب عکسش در ایران نیست و تو گویی که من و او علاوه بر همشهری بودن انگار سالهاست که همدیگر را می شناسیم  و انگار سالهاست که سایه به سایه و شانه به شانه، رشت را و کوچه پس کوچه های قدیمی اش با آن دیوارهای سبز شده از خزه و آجر ها وسفالهای نارنجی و آسمان آبی بالای سر را با هم مدام رفته ایم و برگشته ایم و دراین رفتن و برگشتن دل داده ایم به صداهای موزون و شعرهای خوش آهنگ دستفروشان چمارسرا، پیرسرا، ساغریسازان ویا صیقلان. و صاحب آن عکس کسی نیست جز : «اردشیر محصص» که«این روزها» در نیویورک به پاس سالها قلم زدن وقدم زدن (و تو گویی به سر دویدن) در وادی هنر بزرگداشتی برای او برپاست. بی مناسبت ندیدم که درباره استاد محصص چیزی بنویسم  تا ادای دینی مجدد باشد و بامسما اینکه چند روز پیش در میان طرح های پخش و پلا در این سو و آن سو، چشمم به پوستر نمایشگاه اردشیر محصص روشن شد که طراح آن مرتضی ممیز است. «این روزها» که درد، تنهایی و بیماری، جان حوصله را می درد و پاره پاره می کند، بیشتر از همیشه به یاد ممیز می افتم که با درد رفت و به یاد محصص می افتم که با درد نبردی جانانه دارد که چه خوش گفته اند: « درد با مرد هم قافیه است». حیفم آمد که به بهانه یادکردی از بزرگ همشهری ام اردشیر محصص، یادی از مرتضی ممیز نکنم و حیفم آمد که به بهانه دیدن پوستر نمایشگاه محصص ، تعدادی از آثار مرحوم ممیز استاد و بانی رشته گرافیک در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران (1348) را دوباره مرور نکنیم.لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 22:14  توسط سید امیر سقراطی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 21:7  توسط امین مویدی  | 


اين اردشير نيست، سابارتز يكي از نزدیک‌ترین و قدیمی‌ترین دوستان پابلو پیکاسو است.


هفته گذشته ، نمایشگاه آثار اردشیر محصص در محل موزه انجمن آسیا در نیویورک برگزارشد این نمایشگاه که به همت چند هنرمند ایرانی برگزار شده است شامل یکصد اثر از اردشیر محصص است که تاکنون به نمایش درنیامده است این اولین نمایشگاه جامع اردشیر در آمریکا پس از یک دوره خلوت خود خواسته بعد از مهاجرت است

موزه انجمن آسیا در شب افتتاحیه میزبان جمعیت زیادی از علاقه مندان هنر آوانگارد ایرانی بود که از شهرهای مختلف به نیویورک آمده بودند دراین میان اما، غایب بزرگ خود اردشیر محصص بود که به دلیل کسالت نتوانست در افتتاحیه نمایشگاهش حضور یابد. بیست سال است که محصص ،مبتلا به بیماری پارکینسون (Parkinson’s Disease یا PD)است اما هیچگاه دست از طراحی نکشیده است .

این نمایشگاه با برنامه های جنبی نظیر سخنرانی و ...به مدت سه ماه ادامه خواهد داشت در ضمن موزه انجمن آسیا ،کاتالوگ نفیسی نیزاز آثار محصص چاپ کرده است که در نمایشگاه عرضه می شود

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد محصص و دیدن آثار وی پیشنهاد می کنم سایت های زیر رانیز ببینید

مقاله امیر سقراطی در مورد محصص را اینجا بخوانید

اینجا را هم کلیک کنید

آثار و عکسهای محصص هم اینجا جمع شده اند ببینید بد نیست !

برخی از آثار محصص هم اینجاست لطفا کلیک کنید

باشگاه خبرنگاران جوان هم خبر این نمایشگاه را زده است اما منبع من از جای دیگریست که بهتان نمیگویم!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 22:9  توسط امین مویدی  | 

وب سایت فصلنامه خط خطی هم به راه افتاد . قرار بود ضمن معرفی وب سایت مطلبی هم در مورد خط خطی بنویسم که مجتبی ذوقی خیلی بهتر از من این کار را کرد لذا عینا مطلب مجتبی را کپی می کنم بخوانید و لذت ببرید در ضمن خط خطی را بخرید برایتان خوب است ! وب سایتش را هم ببینید ایضا برایتان خوب است کسانی هم که وبلاگ دارند تبلیغ وب سایت خط خطی را بنمایند برای ما خوب است !

وب‌سايت فصلنامۀ خط‌خطي هم راه افتاد. اين فصلنامه به انيميشن، تصويرسازي و كاريكاتور مي‌پردازد و تا حالا دو شماره‌اش منتشر شده. خط‌خطي را بخريد و بخوانيد و در معرفي آن به دوستانتان زياده‌روي كنيد.

بيت:

تا تواني خط‌خطي خوان اي پسر

تا برد فرمان ز تو نوع بشر

بر سر قيمت نزن چانه، بخر!؛

اين‌چنين چرك از كفِ دستت ببَر

یک «خط‌» و «خطي»، سپس «دات»، «آي‌آر»

همچنين باشد نشانِ سايتِ يار

هركه را بر آن كليكي اوفتد

دور باشد از وجودش نامِ بد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 9:13  توسط امین مویدی  | 

  

                                                   اثر :میخائیل زلاتکوفسکی

  از صدور فرمان مشروطیت در 14 مرداد 1285 خورشیدی تا کنون، نشریات طنز، فکاهی و کاریکاتور فراوانی منتشر شده است. در کتاب طنز سرایان ایران از مشروطه تا انقلاب ( نشریات طنز و فکاهی در تقسیم بندی ادواری تا پس از انقلاب و تا 1370 )، لا اقل 53 عنوان نشریه ثبت شده است1. در مقاله ای تحقیقی با عنوان مطبوعات طنز ایران از آغاز تا کنون،  که در سالنامه 1371 گل آقا2 منتشر شد و در مقاله ای دیگر با عنوان در تکمیل فهرست مطبوعات طنز ایران، که در سالنامه 1372 گل آقا3 به چاپ رسید، "تعداد نشریاتی که به تمام طنز بوده اند و یا طنز یکی از ستون های ثابت آن ها بوده است" ، تا 1371 ، 219 عنوان ذکر شده است4.

می دانیم که در دهه چهل خورشیدی موج نوی کاریکاتور ایران به راه افتاد و با دوری جستن از مدل کاریکاتورهای توفیق، مسیر خود را از اقسام کاریکاتور، که در نشریات فکاهی آن زمان چاپ می شد، جدا کرد . کاریکاتوریست های نشریات فکاهی هم به نوبه خود، کاریکاتوریست های موسوم به روشنفکری یا موج نوی کاریکاتور ایران را قبول نداشتند. با نگاهی به آماری که از نشریات فکاهی بر جامانده، درمی یابیم که از شهریور 1320 تا بهمن 1357، ده عنوان نشریه و از بهمن 1357 تا 1370 ، بیست و چهار عنوان نشریه طنز، فکاهی و کاریکاتور در ایران منتشر شده اند5. یعنی ( با در نظر گرفتن سال های 1320 تا 1340 ) به طور تقریبی سی و چهار عنوان نشریه منتشر شده اند که همگی بر فکاهه، شوخی، انتقاد و کنایه تاکید داشته اند، اما کاریکاتورهای موسوم به روشنفکری در این نشریات جایی نداشته اند. مشخص است که وقتی این جنس کاریکاتور در این نشریات جایی ندارند، پس مباحث تخصصی پیرامون کاریکاتور به عنوان یک هنر مستقل، پویا و نوگرا و زیر مجموعه هنرهای تجسمی هم جایی برای بحث و مطرح شدن نداشته باشد..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:26  توسط سید امیر سقراطی  | 

اگرچه بعضی از کلاغهای سفید مثل حمید بهرامی وفائز علیدوستی و افشین سبوکی پریدند و از ایران مهاجرت کردند ! اما فضای مجازی این امکان را به آنها داده است که بار دیگر کنار هم بایستند و باز هم تاثیر گذار باشند پیشنهاد می کنم  از وبلاگشان دیدن کنید

برای دیدن وبلاگ کلاغ سفید اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:7  توسط امین مویدی  | 

اثر: امین مویدی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 7:12  توسط امین مویدی  | 

گزیده مصاحبه با جواد مجابی در فصلنامه خط خطی -قسمت دوم

  • من فکر می‌کنم که در کاریکاتور انقطاع وجود ندارد. چیزی درهم نشکسته که دوباره بازسازی بشود. در نقاشی یک سکوت ده ساله ديده مي‌شود ولی در کاریکاتور اصلاً این اتفاق نیفتاد. مشکل کاریکاتور الان فقط مشکل محل  عرضه آن است. وقتی فضاي ارائه وجود نداشته باشد تقریباً جامعه خبردار نمی‌شود. کارهای اردشیر محصص و کامبیز درم‌بخش یا کسانی از این دست، عرضه شده؛ در مطبوعات و کتاب‌ها. ولی الان هرکسی کار می‌کند عرضه نمی‌شود و طبیعتاً ما فقط از دور نگاه می‌کنیم ولی مجموعۀ کارهای آدم‌ها در اختیارمان نیست و نمی‌توانیم قضاوت کنیم که از لحاظ کیفی این‌ها چقدر رشد كرده‌اند. من تا آن‌جا که با کارها آشنا هستم به‌نظرم از لحاظ کیفی هم رشد کرده‌اند و انواع شیوه‌ها دارد کار می‌شود. در جشنواره‌ها و بی‌ینال‌های کاریکاتور، می‌بینید که کاریکاتورهاي ایرانی چیزی از کارهای فرنگی‌ كم ندارند و به‌نظر من بعضی‌هایش بهتر هم هست اما نحوه عرضه این‌ها و شناساندنشان به مردم دچار اشکال شده. شاید نشریه‌ای مثل نشریه شما، یکی از هدف‌ها و کارکردهایش این باشد که بتواند ابعاد مختلف این حضور را نشان بدهد. این ابعاد هنوز حتی برای متخصصین و افرادی که با علاقمندی ماجرا را دنبال می‌کنند چندان روشن نيست. مثلاً ممکن است من علاقه‌مند باشم و بروم کارهای توکا نيستاني را در نمایشگاهش ببینم ولی خود او هم در واقع از عدم ارتباط با جامعه‌اش نگران است. چند سال پيش یکباره انفجاري در کاریکاتور رخ داد كه خیلی خوب بود و مطبوعات هم در دوره‌اي به آن توجه کردند و بعد یکدفعه موج انفجار خوابيد و چند نفر به خاطر کاریکاتورهایشان تحت تعقیب قرار گرفتند و روزنامه‌ها توقیف شدند و ارائه آثار ناممکن شد. ..........

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:47  توسط امین مویدی  | 

گزیده مصاحبه با جواد مجابی در فصلنامه خط خطی -قسمت اول

جواد مجابی متولد سال 1318 قزوین است لیسانس حقوق و دکترای اقتصاد دارد او  یک روشنفکر جامع الاطراف است بین سالهای 1348 تا 1359 روزنامه نگاری کرده است دبیر سرویس فرهنگی روزنامه اطلاعات بوده است  با مجلات ادبی ایران از جمله فردوسی – جهان نو – خوشه – آدینه – دنیای سخن -تکاپو همکاری داشته و مدتی نیز سردبیر مجله  دنیای سخن بوده است

مجابی همچنین احاطه و مطالعه  زیادی در زمینه زبان و ادبیات فارسی دارد شعر می گوید داستانهای کوتاه و رمان و نمایش نامه و فیلم نامه و داستان کودکان می نویسد سالهای طولانی به پژوهش ونقد  ادبی و  هنری پرداخته نقاشى مدرن را به تفنن آزموده  و چند نمايشگاه نیز از آثار خود برگزار كرده است .با این همه،شهرت مجابی بیشتر به خاطرطنزنوشته های اوست که  به عنوان نمونه های عالی از طنز اندیشمند و ادیبانه  شناخته می شو د اگر چه او  هیچگاه از تریبونهای رسمی طنز نویسان نظیر رادیو و تلویزیون یا مجلات طنز استفاده نکرد . آثارش در بعضی روزنامه ها و مجلات نظیر جهان نو و خوشه چاپ شد و بعدا به صورت کتاب عرضه شد به نظر مجابی، طنزنویس نمی نویسد تا بخنداند. او می نویسد برای اینکه خنده اش گرفته است.

حتماحرفهای کسی که ادبیات رابه خوبی میداندطنزمی نویسد نقاشی را می فهمد تجربه روزنامه نگاری دارد با محصص دمخور و یار غار بوده است و در یک کلام نگرش جامعی نسبت به کاریکاتور و کارتون دارد برایمان جالب وآموزنده خواهد بود از طریق محمدحسن حامدی (سردبیر مجله تندیس )بااو قرارمی گذارم و همرا ه با علی هاشمی شهرکی و  امیر سقراطی به خانه اش واقع در کوی نویسندگان  می رویم قرار بود تا ساعت پنج بعد از ظهر مزاحمش باشیم اما میهمان نوازی و حرفها و تجربیات اش باعث شدکه تا حوالی ساعت هفت میهمانش باشیم

به کمک امیر سقراطی مصاحبه را پیاده سازی کردیم هفتاد وسه صفحه شد.قبول بفرمایید خلاصه کردن چنین مصاحبه ای با آن همه حرفها و نکته های ارزنده،کار دشواری است بالاخره با زحمت فراوان بدون آنکه به اصل بحث لطمه بخورد،به یازده صفحه رسید . آنچه می خوانید قسمت اول گزیده صحبتهای مجابی است پیشنهاد می کنم متن کامل این  گفتگوی خواندنی و آموزنده را در فصلنامه خط خطی بخوانید  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:30  توسط امین مویدی  | 

سالها پیش ، خانه علی هاشمی شهرکی کارتونی با عنوان "خانواده من "کشیدم که در کامپیوتر علی  ذخیره شداماچند ماه بعد از بد حادثه، کامپیوتر به هم ریخت و این کار هم پرید تا اینکه  علی چند روز پیش آن را به مناسبت تولد بامداد !!با زحمت زیاد باز یابی کرد .

فکر نمی کردم یک روزی قسمتی از این کارتون به واقعیت بپیونددو پسرم تا این حد شبیه خودم شود متاسفانه الان بامداد تقریبا شکل همان نوزادی است که در بغل مامان خانواده خوابیده !!!

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 7:25  توسط امین مویدی  | 

شایع شده است که کارتونس بلاگفا به زودی تبدیل به یک وب سایت مستقل خواهد شد یک منبع غیر رسمی و ایضا غیر موثق که نخواست نامش فاش شود  به خبرنگار ما گفت آدرس این سایت www.cartoones.ir  خواهد بود . طی تماس تلفنی با امین مویدی "مدیر و رئیس و سردبیر و صاحب امتیاز کارتونس !!" ایشان جواب مشخصی به سئوال ما نداد و گفت بهتر است در آینده در این خصوص اظهار نظر کنیم حالا یه کم زود است اگر قرار باشد این اتفاق بیفتد طی یک نشست مطبوعاتی موارد را رسما به اطلاع مطبوعات خواهیم رساند!!! اجازه دهید کار به روال سالم خود پیش برود!!!امیر سقراطی و هومن شهبندی از همکاران این وبلاگ نیز از این موضوع اطلاعی نداشتند و گفتند قرار بوده چنین اتفاقی بیفتد اما از زمان دقیق آن اطلاع درستی نداریم منبع غیر رسمی اضافه کرد که از پنج مرحله !!انجام کار، مراحل "انتخاب همکاران وایضا نمایندگان در سراسر دنیا  - تنظیم اساسنامه -انتخاب رئیس بزرگ !!!- کشیدن ناز ایشان برای تقبل و پذیرش مجدد مسئولیت خطیر رئیس بزرگ بودن -گرفتن دامین و فضا" انجام شده است و تنها مراحل "طراحی و کارگذاری و اعلان عمومی همراه با دیمبالا داشان !!"باقی مانده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:39  توسط امین مویدی  | 

اولین کتاب آثارکاریکاتور سید امیر سقراطی با نام "زندگی در بیرون کادر" توسط نشر فرهنگ ایلیا چاپ شد. این کتاب در قطع جیبی و در120 صفحه چاپ شده است ودر برگیرنده گلچین آثار این کاریکاتوریست از سال 1373تاکنون است .

کتاب "زندگی در بیرون کادر" در بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب در غرفه نشر ایلیا واقع درشبستان راهرو 15 عرضه خواهد شد به گفته امیر سقراطی این کتاب در تیر ماه 1386 به اداره کتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحویل شد ولی به مدت شش ماه به دلیل آن که اداره کتاب،متخصص بررسی در رشته کاریکاتور نداشته است !،بلاتکلیف مانده که سرانجام با حمایت آقای محمدحسین نیرومند، مشاور وزیر، توانسته است مجوز نشر بگیرد

دومین کتاب سید امیر سقراطی که با عنوان " در درونم جهانی پا می کوبد " منتشر می شود نیز در مرحله اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است . قطع این کتاب خشتی است و در 48 صفحه مشتمل بر چهل اثر کاریکاتور چاپ وتوسط  نشر شهر خورشید منتشر خواهد شد .

امیر سقراطی در مورد این دو کتاب می گوید: « با انتشار این دو کتاب، بخش مهمی از یک دهه و نیم فعالیت هنری و مطبوعاتی من به پایان می رسد. نزدیک به 500 اثر کاریکاتور هم دارم که برای کتاب های بعدی آماده کرده ام، اما این آثار نیاز به طراحی مجدد دارند، اما شاید کتاب بعدی من، نوشته های مطبوعاتی ام در زمینه هنرهای تجسمی باشد که برای یازده نشریه مختلف نوشته ام. گفتنی است که طرح روی جلد کتاب " زندگی در بیرون کادر " از محمدصابر شیخ رضایی، و طرح روی جلد و صفحه آرایی کتاب" در درونم جهانی پا می کوبد" نیز از کارنگ طیاری است

برخی از آثار این دو کتاب را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:12  توسط امین مویدی  | 

کاریکاتور و ضرورت بازنگری در ارتباط با مخاطب

اثر:مسعود ضیایی زردخشویی

... این یک تعریف کلی از کاریکاتور و البته کاریکاتوریست است که در کنار نشان دادن سختی، زشتی، مصیبت، مرارت و امثال اینها، علاوه بر آگاهی و هشدار به روی دیگر زندگی یعنی توجه به خوبی ها و استمرار نیکی ها نیز تاکید می کند.

به همین دلیل است که کاریکاتور در بین دیگر رشته های هنرهای تجسمی بیشتر مورد توجه عامه مردم قرار می گیرد و به همین خاطر است که کاریکاتور نسبت به دیگر هنرها نیاز دارد که زبانی ساده تر و بیانی آشکارتر داشته باشد. بسیاری از هنرهای زیر مجموعه تجسمی الزامی به داشتن پیام و یا مفهوم ندارندو تنها بازتاب درونیات، احساسات و تفکرات هنرمند است، اما کاریکاتور بدون داشتن مفهوم و یا پیام عقیم خواهد بود. انسان و مسائل پیرامون او سوژه اصلی هنر کاریکاتور است و کاریکاتوریست ها در کاریکاتورشان انسان و جایگاه او رامورد مطالعه و پرسشگری قرار می دهند. .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 8:30  توسط سید امیر سقراطی  | 

 

اثر : امین مویدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:56  توسط امین مویدی  | 

 

نکته اول-جلد خط خطی :

 

 

 

بقیه نکات را در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:37  توسط امین مویدی  | 

مقوله تعهد در هنر همواره بحث برانگیز بوده است تعریف فروغ فرخزاد اما ، بدون اینکه به ورطه شعار بغلطد قابل قبولتر به نظر می رسد . او اعتقاد دارد که تعهد در هنر به معنای صداقت هنرمند با خویش است . یک هنرمند متعهد تلاش می کند تا صرفا اعتقاداتش را به مخاطب منتقل کند و با اثرش به خودش و مخاطبش دروغ نگوید ....و حسن کریم زاده به زعم من در این وانفسای "اصالت بردن جایزه !" با خودش صادق است و آثارش همواره آیینه تفکرات ،دردهاو دغدغه های اوست در این میان، اگر هم جایزه ای بگیرد وجدانش آسوده است که برای بردن جایزه در کادر تنگ سلایق داوران جشنواره های ریز و درشت کارتون و کاریکاتور در سطح دنیا قرار نگرفته است و حداقل مضمون آثارش متضاد نیستند ! و این است که جایزه اش را هم ارزنده تر می کند بردن جایزه  اول فستیوال بین المللی کارتون مطبوعاتی جهان بهانه ای شد تا شما را به دیدن آثار دیگری از حسن کریم زاده که در کتاب "حقوق بشر " چاپ شده است دعوت کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:43  توسط امین مویدی  | 

نگاهی به رابطه گالری و کاریکاتور نمایشگاهی در ایران 

                                            

   

اگر شما هم مانند بسیاری از هنرمندان، هنردوستان و هنرجویان، علاقمند هستید که اتفاقات هنرهای تجسمی را پیگیری کنید، حتما ً بخشی از وقتتان  در هفته را به دیدن نمایشگاه ها و سر زدن به گالری ها اختصاص می دهید. بدیهی است که بعد از دیدن هرنمایشگاهی، بخشی از آثار نظر شما را جلب می کند و یا تعدادی از آثار از نظر شما دارای مولفه های یک اثر هنری مطلوب نخواهد بود. به هر حال شما بر حسب عادت یا علاقه به دیدن نمایشگاه هنرمندی که آثارش را دوست دارید و یا گالری که فعالیتهای مداومش را پیگیری می کنید رفته اید.

آشکار است که دیده شدن، تمام مقصود هنرمند از برگزاری نمایشگاه نیست، بلکه به غیراز دیده شدن اثر هنری در گالری، بخش دیگر مورد توجه هنرمند فروش اثرش است و گالری مانند یک بنگاه هنری در زمینه ارائه خدمات به هنرمند نقش ایفا می کند .

علاوه بر این که اثر هنری در گالری هم دیده و هم فروخته می شود، عرضه اثر هنری در گالری ها این امکان را به ما می دهد که با بخشی ازکوشش،  جنب و جوش و  فعالیتهای هنرمندان هنرهای تجسمی در زمینه نقاشی، تصویرگری، مجسمه سازی، مینیاتور، طراحی و حتی پوستر در طی یک سال گذشته آشنا شویم و حتی دست به نتیجه گیری کمیتی در زمینه هنرهای تجسمی کشور بزنیم.

اگر یک بار دیگربه هنرهای اشاره شده در بالا نگاه کنید و یا در حافظه خود به نمایشگاه هایی که رفته اید رجوع کنید، متوجه خواهید شد که نام کاریکاتور در بین این هنرها دیده نمی شود. با اینکه در کاریکاتور دسته بندی به نام کاریکاتور نمایشگاهی وجود دارد، اما این هنر چه از نظر دیده شدن و چه از نظر فروش اثر هنری در عرصه ای به نام گالری غایب است. .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 9:9  توسط سید امیر سقراطی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 11:55  توسط سید امیر سقراطی  | 

در تاریخ 24 فروردین در همین وبلاگ مقاله ای از من با نام « کاریکاتور معاصر نمایشگاهی و گریز از هویت » منتشر شد که همزمان در هفته نامه تندیس نیز چاپ شده بود. به همراه آن مقاله تعدادی از کاریکاتورهای روی جلد کتاب جمعه منتشر شد که اکنون و در این مجال تعداد دیگری از آثار این هفته نامه را با هم می بینیم

برای دیدن این آثار ارزشمند ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:35  توسط سید امیر سقراطی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 11:7  توسط امین مویدی  | 

     

                      

در اواسط دهه هفتاد خورشیدی مجادله ای در نشریات تخصصی کاریکاتور در گرفت که درآن تعدادی از کاریکاتوریست های جایزه بگیر، انگشت اتهام را به سمت تعداد محدودی از کاریکاتوریست های فعال و قدیمی نشانه رفتند که چرا این تعداد محدود و معدود، تاکنون شرکت در جشنواره های جهانی را حق انحصاری خود دانسته و مقررات و فرم این مسابقات را در اختیار دیگران قرار نمی دادند و نمی گذاشتند که دیگران نیز بخت خود را درعرصه جهانی مورد آزمایش و محک قرار دهند. در آن روزها، چند سالی بود که به لطف انتشار نشریه کیهان کاریکاتور، فرم و مقررات جشنواره های جهانی در اختیار همگان قرار می گرفت. هنوز دوم خرداد اتفاق نیفتاده بود و نشریات کمتر به کاریکاتور اهمیت می دادند و با اینکه برخی از روزنامه های کشور دارای ستون های مستقل کاریکاتور بودند، اما کاریکاتور از منزلت و جایگاه رسانه ای خود دور بود و در بیشتر اوقات برای تزئین صفحات و یا پر کردن فضای خالی مقالات استفاده می شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 8:6  توسط سید امیر سقراطی  | 

اثر :امین مویدی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 0:42  توسط امین مویدی  | 

اثر :امیر سقراطی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 13:4  توسط سید امیر سقراطی  | 

سید امیر سقراطی

سید امیر سقراطی را تقریبا دوازده سال است که می شناسم .تقریبا از همان زمانی که گروه کاریکاتور اصفهان راه اندازی شد .او هم در رشت یک گروه راه انداخته بو د .لطف می کرد و هربار نامه ای می فرستاد و ما را در جریان فعالیتهایشان در رشت می گذاشت و من هم متقابلا از فعالیتهای اصفهان گزارش می دادم . یادم نیست کی و چرا این نامه نگاری ها قطع شد اما برایم جالب بود وقتی امیر گفت تمام آن نامه ها را آرشیو کرده است .

بعدها که به تهران آمدم از علی هاشمی شهرکی شنیدم که امیر هم به تهران مهاجرت کرده است مدتی با مجلات گل آقا همکاری می کرد در یادواره بم هم به عنوان نماینده موسسه گل آقا با ما همکار بود .

به زعم من نقطه عطف زندگی هنری امیر سقراطی زمانی بود که به توصیه محمد علی بنی اسدی درکتابفروشی نشر قصه متعلق به بابک تختی شروع به کار کرد مطالعه زیاد و ممارست در طراحی در بازه زمانی ۸۳تا ۸۵در نشر قصه منجر به جهش یکباره او هم در کارتون و هم در نوشتن شد یازدهمین نمایشگاه امیر سقراطی در خانه کاریکاتور موسوم به یادداشتهای تنهایی در خرداد ۸۵بروز و ظهور این جهش بود .

از آن به بعد شاهد چاپ ونشر مقالات تحلیلی او در مجلاتی نظیر تندیس - گل آقا -خط خطی -سروش جوان -همشهری جوان وروزنامه اعتماد ملی و همچنین سایتهای تخصصی پرشین کارتون و ایران کارتون بودیم که تاکنون نیز  ادامه دارد

از نگاه من امیر سقراطی بی اغراق از معدود نویسندگان پر کار ، محقق،تحلیلگر وباحافظه عرصه کارتون و کاریکاتور محسوب می شود پیشنهاد من به امیر برای استفاده از مطلب "تهران جشن بیکران "در وبلاگ کارتونس منجر به همکاری بیشتر شد و از دیروز امیر سقراطی هم در به روز کردن این وبلاگ به من کمک خواهد کرد

مهسا هادیزاده

خانم هادیزاده از همکاران من در شرکت مهندسی مبنا است که متحمل رنج تایپ مطالب بلند وبلاگ می شود خودش معتقد است در این مدت به یک متخصص تمام عیار طنز و کاریکاتور تبدیل شده!!! او متولد سال ۶۵و دانشجوی رشته حسابداری است بدینویسله از ایشان هم تشکر می کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 9:6  توسط امین مویدی  | 

ماه اسفند و پیشنهادی به نام جشن سالیانه کاریکاتور ایران

نوشته:سید امیر سقراطی چاپ شده در شماره یکصد وبیست مجله تندیس

سال ۱۳۸۶ آخرین روزهای خود را پشت سر می گذارد. در این آخرین روزها می اندیشم که کاریکاتور چه روزهایی را گذرانده است و چه کارهایی در این سال انجام شده و چه کارهایی می توانست انجام شود.

بزرگداشت کامبیز درم بخش در هنرستان تجسمی پسران از آخرین رخدادهای این رشته هنری در سال ۱۳۸۶ بود. فوت نیکول فریدنی و ژازه تباتبایی در روزهای بعد از برگزاری این بزرگداشت، این نهیب را به جامعه تجسمی ایران زد که کاش قدر فرصت ها را بدانیم و برای یاد کردن از بزرگان هنر این سرزمین، در زمانی که ایشان زنده اند کاری در خور انجام دهیم. گرچه ذکر این نکته هم ضروری به نظر می رسد که تجلیل های یک روزه و اهدای لوح تقدیرهای یک متری و نیم متری! و دادن چند سکه، شکل مناسب حمایت از هنرمند نیست، بلکه باید با دادن فضای هنری و امکانات مناسب در طی چند دهه، از هنرمندان کشور حمایت کرد؛ اما به هر حال همین تجلیل های یک روزه هم مغتنم و دلگرم کننده خواهد بود.

خوشبختانه در چند سال اخیر از پیشکسوتان هنر کاریکاتور تجلیل هایی به عمل آمده است. تعدد و تنوع سازمانها و نهادهای برگزار کننده این مراسم ها، نشان از اهمیت کاریکاتور در جامعه فرهنگی و رسانه ای ایران دارد. از اولین تجلیل هایی که بعد از انقلاب از کاریکاتوریست ها شده است باید از پنجمین جشنواره انجمن حافظان فرهنگ و هنر ایران در دی ماه ۱۳۷۲ نام برد که در این مراسم از احمد عربانی کاریکاتوریست نشریات توفیق و گل آقا تقدیر شد. علاوه بر عربانی، از ۹چهره سرشناس عرصه فرهنگ و هنر مانند مرنضی فرجیان( دبیر شورای نویسندگان گل آقا)، غلامحسین امیرخانی، عبدالوهاب شهیدی، محمود فرشچیان و ... نیز تجلیل به عمل آمد. (۱) از مراسم های تجلیل که در ذهن هنردوستان و کاریکاتوریست ها ماندگار شده است باید از هفتمین دوسالانه کاریکاتور تهران نام برد که در آبان ۱۳۸۴ برگزار شد و به سراغ دو هنرمند نامدار اما فراموش شده رفت. تجلیل از پیشکسوتان کاریکاتور در دوسالانه کاریکاتور تهران از همین دوسالانه آغاز شد که این کار بی ربط با سوژه اصلی دوسالانه یعنی سالمندان نبود. در خبرنامه شماره یک دوسالانه، خبر این اتفاق چنین آمده است: « قرار است بزرگداشتی برای استخوان خردکرده های کاریکاتور ایران گرفته شود. ایراندخت محصص و غلامعلی لطیفی دو نفر از بزرگ ترهای کاریکاتور ایران هستند. محصص با مقالات و کلاس هایش چیزهای زیادی به کاریکاتور ایران یاد داده و غلامعلی لطیفی هم موهایش را با کاریکاتور مطبوعاتی سفید کرده است ». (۲) در روزهای ۲۵ و ۲۶ آبان ۱۳۸۴ مراسم بزرگداشت این دو استاد پیشکسوت برگزار شد و در این دو روز که با سخنرانی کاریکاتوریست های ایرانی همراه بود این امیدواری به وجود آمد که در هر دوره دوسالانه از دو چهره پیشکسوت هنر کاریکاتور تجلیل شود.

همچنین دبیرخانه شورای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت نیز در دومین همایش تجلیل از فجرآفرینان عاشورایی در ۲۹ بهمن ۱۳۸۵ از جواد علیزاده در بخش حماسه سرایان عاشورایی تجلیل کرد. در ویژه نامه همایش با نام « تبار پیروزی» علت این تجلیل چنین شرح داده شده است: « علیزاده فعالیت های سیاسی خویش را سالهای قبل از انقلاب و با آشنایی با نهضت امام خمینی (ره) آغاز کرد و با درج کاریکاتورهایی از وضع نابسامان اجتماعی دوران پهلوی بارها و بارها رژیم گذشته را به خشم آورد.او با استفاده از اسلحه قلم و هنر طنز تصویری رسالت انقلابی خویش را انجام داد و در سالهای پس از انقلاب نیز به هنر خویش ادامه داد». (۳)

در ۱۵ آذر ۱۳۸۶ هم فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی در مراسم اختتامیه هشتمین دوسالانه کاریکاتور تهران از محمد رفیع ضیایی کاریکاتوریست و پژوهشگر و بهمن عبدی کاریکاتوریست نشریات فکاهی قبل و بعد از انقلاب تقدیر کرد.فرهنگستان هنر انگیزه این تجلیل را تقدیر از دو هنرمند به پاس حضور موثر در عرصه کاریکاتور ایران اعلام کرده بود.

برگزاری چنین مراسم های بزرگداشت و تجلیل برای کاریکاتور ایران مایه دلگرمی و خوشنودی است، اما ای کاش برنامه ریزی های کلان و درازمدت در سطح جامعه کاریکاتور ایران وجود داشت که در انتهای هر سال از یک پیشکسوت کاریکاتور تقدیر می شد. این کار می تواند در مراسمی به نام « جشن سالیانه کاریکاتور ایران» اتفاق بیفتد. در این جشن علاوه بر تقدیر از پیشکسوتان می توانیم از هنرمندان جوان این رشته در بخش های مختلف کاریکاتور نیز تقدیر کنیم. زیرا فعالیتهای متنوعی در طول سال در حال انجام است که بسیاری از این کارها توسط جوانان در تهران و شهرستان ها انجام می شود. از آنجا که ما پایتخت کاریکاتور دنیا! هستیم می توانیم برای عمران و آبادانی این پایتخت هم که شده کارهایی انجام بدهیم. البته ما ایرانی ها ندید بدید نیستیم و از این پایتخت ها داشته ایم! همین اصفهان خودمان، پایتخت فرهنگی جهان اسلام، نمونه روشن آن است. صد البته اگر برج جهان نما و ساختن مترو، به ساحت فرهنگی آن خدشه وارد می کند، ولی پایتخت فرهنگی جهان اسلام که هست! به هر حال اگر کاریکاتوریست های ما از راه کاریکاتور درآمدی ندارند ولی در عوض پایتخت کاریکاتور دنیا مال ما که هست! پس حالا که کلید شهرداری این پایتخت در دست ماست می توانیم فقط به جریانی به نام دوسالانه کاریکاتور دل نبندیم و منتظر سال ۱۳۸۷و برگزاری نهمین دوسالانه نباشیم.

هشتمین دوسالانه با تمام ضعف و قوت هایش و با تمام حواشی و متنش به تاریخ هنر ایران پیوسته است. اکنون باید با تمام جدیت به فکر برنامه ریزی و اجرای فعالیت ها در سال ۱۳۸۷باشیم. «جشن سالیانه کاریکاتور ایران» می تواند یکی از همین فعالیت ها باشد.این که چه نهاد و یا سازمانی متولی برگزاری چنین جشنی می تواند باشد برای نگارنده نیز جای سئوال است! انجمن ها و گروه های کاریکاتور فراوانی در سراسر ایران وجود دارد که در حال برنامه ریزی برای فعالیت های کاریکاتور شهر و استان خود هستند اما کاریکاتور ایران از داشتن انجمن و یا نهادی صنفی، مستقل و فراگیر با نام انجمن کاریکاتوریست های ایران بی نصیب مانده است. برگزاری نمایشگاه های فردی و گروهی و برپایی جلسات نقد و بررسی و راه اندازی مسابقات استانی در شهرستان ها این خیال را در ذهن کاریکاتوریست های شهرستانی پرورانده که در تهران چه خبرها هست و چه فعالیت های کلان و سترگی در حال اجراست! اینان می اندیشند که تهران نبض تپنده کاریکاتور ایران بوده و ساکنان این شهر هر روز شاهد یک اتفاق هنری در عرصه کاریکاتور هستند. حباب خیال این جماعت خوشدل زمانی می ترکد که درمی یابند مهمترین هنرمندان شناخته شده این رشته هنری نه تنها از راهی جز کاریکاتور کسب درآمد می کنند، بلکه از بسیاری از اتفاقات ریز و درشت و کم اهمیت و پراهمیت آن نیز بی اطلاع هستند. آنجا که کاریکاتور تبدیل به ابزاری برای سرگرمی شده و یا برنامه ریزی های کاریکاتور فقط محدود به برگزاری نمایشگاه های انفرادی و گروهی با بازدیدکننده حداکثر ۵۰ نفر می شود، باید به این هنرمندان پایتخت نشین حق داد که از این دور تکرار بیهوده گریزی بزنندو به ئخلق اثر خود مشغول باشند.

تصمیم گیری های فردی و جشنواره هایی که فقط با حضور افرادی مشخص و ثابت در هر دوره برگزار می شوند، باعث دلزده گی بسیاری از جماعت  کاریکاتوریست شده است. پس بیراه نیست که بگوییم این دلزده گی و آن تصمیم های فردی، کاریکاتور ایران را از یک حرکت جمعی و یا تیمی و پژوهشی محروم کرده است. جامعه کاریکاتور ایران تا چه حد معتقد به یک کار تیمی، تحقیقی و یا پژوهشی  بوده و یا هست؟ هر کدام از ما کاریکاتوریست ها با مشقت و دشواری در کاریکاتور مطبوعاتی، نمایشگاهی و یا جشنواره ای به جایگاهی رسیده و آن را جایگاه حق می داند. کسی که کاریکاتور مطبوعاتی می کشد کاریکاتور فکاهی را به رسمیت نمی شناسد یا کم اهمیت می داند. آن یکی که کاریکاتور جشنواره ای کار می کند با اثر نمایشگاهی که در گالری به فروش می رود ارتباطی برقرار نمی کند، بتابراین آن را فاقد ارزش می داند. به همین دلیل است که وقتی بحثی پژوهشی و یا نوشتاری محققانه برای رسیدن به یک اجماع و نظر کلی در حیطه کاریکاتور مطرح می شودهمگی موضع می گیرند و به اصل مطلب توجهی نمی کنند، بلکه هر کسی نگران موقعیت خویش است و جایگاه خودش را در کاریکاتور ایران بیان می کند. اما اگر کار گروهی در حیطه آموزشی و پژوهشی در کاریکاتور صورت بگیرد و موانع، مشکلات و پیچیدگی های عملی و نظری این رشته بررسی شود تعریف مشخصی از آسیب شناسی این هنر به دست می آید. متاسفانه تجربه نشان داده که کاریکاتوریست ها چندان اهل مباحثه و نظرسنجی های اینچنینی نیستند و نهایت همکاری و تعامل هنرمندان این هنر در حد شرکت در برگزاری یک دوسالانه، داوری یک جشنواره و یا شرکت در یک مصاحبه برای رفع و یا تائید یک ماجرا است.

اگر کاریکاتوریست های ایران، فارغ از پایبندی به جریانات سیاسی که به آن وابسته هستند، با اندکی تامل، تحمل و سعه صدر به آینده کاریکاتور بیاندیشند، بر درستی این گفتار صحه خواهند گذاشت که راه رشد کاریکاتور ایران در تعامل، گفت و گو و انجام فعالیت های جمعی، پژوهشی و تحقیقی است. شاید جشنی به نام جشن سالیانه کاریکاتور ایران که می تواند در ماه اسفند هر سال برگزار شود، گام آغازین این جریان خردمندانه، پژوهشی و جمعی باشد و به همه ما کمک کند که نقد پذیر باشیم و یاد بگیریم که منافع کاریکاتور بر منافع شخصی و یا سیاسی ما ارجحیت دارد.

موضوعات پیشنهادی برای این جشن پیشنهادی می تواند موارد زیر باشد:

انتخاب کتاب سال کاریکاتور، انتخاب کتاب سال در رشته پژوهش کاریکاتور، بهترین وبلاگ شخصی و یا گروهی، بهترین سایت اینترنتی کاریکاتور، بهترین نشریه طنز، فعال ترین گروه کاریکاتور شهرستانی ویا تهرانی، انتخاب بهترین منتقد هنری در رشته کاریکاتور، انتخاب کاریکاتوریست برتر سال، انتخاب بهترین کاریکاتوریست مطبوعاتی سال، انتخاب بهترین کاریکاتور که در جشنواره های جهانی جایزه دریافت کرده است، انتخاب مطلب برتر پژوهشی منتشر شده در مطبوعات، سایت ها و یا وبلاگ های کاریکاتور ایران، انتخاب نشریه برتر فرهنگی یا سیاسی برای حمایت از جریان کاریکاتور در طی سال و ... .

 

پی نوشت:

(۱)                سالنامه گل آقا ۱۳۷۲، سال سوم، گزارش تجلیل از طنزپردازان، صفحه ۱۱۷

(۲)                تصویر خیال، نشریه هفتمین دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران، شماره ۱ ، آبان ۱۳۸۴ ، صفحه ۶

(۳)                تبار پیروزی،  ویژه نامه معرفی فجرآفرینان عاشورایی،  صفحات ۶۲ و ۶۳ ، ناشر: دبیرخانه شورای فرهنگ ایثار و شجاعت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 13:2  توسط سید امیر سقراطی  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 11:59  توسط امین مویدی  | 

به نقل از سایت ایران کارتون :

شماره جدید مجله ایران کارتون که هر ماه جهت کارتونیستها و کاریکاتوریستها و مشترکین خانه کاریکاتور ارسال می شود نیز چاپ شد.
در این شماره می خوانید و می بینید:
- با کاریکاتور خودم را توصیف می کنم، گفتگو با فلورین دورو/ عباس قاضی زاهدی
- شاوال/ سیدمحمدعلی شجاعی طباطبایی
- سلسله واکنش های انفجاری ایده/ محمدحسین نیرومند
- منتخبی از آثار بخش آزاد 8مین دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران
- منتخبی از آثار اولین مسابقه بین المللی کاریکاتور کودکان خیابانی
- کدامیک، دیروز یا امروز؟
- نقدی بر کاریکاتور عرب/ احمد کعبی فلاحیه
- آدم های معمولی
- اخبار نمایشگاه ها
- اخبار
- پرسش و پاسخ با بهرام ارجمندنیا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 18:35  توسط امین مویدی  |